الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٤ - انتقاد مصنف بر مستشكلين به سيبويه و آنانكه«اى» موصوله را دائما معرب مىدانند
سيبويه در ذيل آيه مذكور اشكال كردهاند اينطور پنداشتهاند كه كلمه « اىّ » در آيه «لننزعنّمن كلّ شيعة ايّهم اشدّ ...» استفهاميه بوده و چون مبتداء واقع شده و خبرش « اشدّ » مىباشد مبنى بر ضمّه قرائت شده.
سپس اين حضرات در مفعول « لننزعنّ » با يكديگر بمخالفت پرداختهاند:
خليل نحوى مىگويد:
مفعول اينفعل محذوف بوده و تقدير چنين است:
لننزعنّ الفريق الّذى يقال فيهم ايهم اشدّ.
يونس مىگويد:
مفعول فعل مزبور جمله « ايهم اشدّ» بوده منتهى « ننزع » بواسطه « اىّ » از عمل نمودن در مفعول معلّق شده همانطوريكه « نعلم » در آيه شريفه «لنعلماىّ الحزبين احصى» از عمل در مفعول معلّق گرديده است.
كسائى و اخفش مىگويند:
مفعول « ننزع » كلّ شيعة بوده و كلمه « من » بر سر آن زائده بوده و جمله استفهاميّه « ايّهم اشد» مستأنفه مىباشد.
مصنّف مىگويد:
البته اين گفتار مبتنى است بر اعتقادى كه ايندو در باب زائده واقع شدن « من » داشته و مىگويند در جمله ايجابيّه و مثبت جايز است كلمه « من » زائده واقع شود.
اقوال و گفتار اين جمله مردود مىباشد:
امّا وجه مردود بودن قول يونس:
اينستكه تعليق مختص است به افعال قلوب و در غير آنها نمىباشد در حاليكه ايشان در « ننزع » نيز بآن قائل شده چنانچه شرحش گذشت.
و امّا وجه مردود بودن قول خليل:
آنستكه وى در آيه مذكور جمله «ايّهماشدّ» را نائب فاعل براى « يقال » محذوف كه صله است براى موصول مقدّر قرار داده و موصول مزبور يعنى « الذى » را