الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٥٣ - اما بفتح همزه و تخفيف ميم
« احقّ » باشد و كلمه « ان » با صلهاش فاعل آن است.
مالقى براى « اما » معناى سوّمى ذكر كرده و آن اينستكه:
معناى « اما » عرض بوده همانطورى كه كلمه « الا » باينمعنا مىآيد، لذا « اما » طبق اين معنا مختص بفعل است و تنها بر سر آن در مىآيد مانند:
اما تقوم و اما تقعد.
و بنابر اينكه « اما » بمنزله « الا » باشد ادّعا شده كه همزهاش براى استفهام تقريرى است همانطوريكه در كلمات: الم و الا همزه باينمعنا است و « ما » نافيه مىباشد.
و گاهى اين همزه حذف ميشود مانند آنچه در قول شاعر آمده:
|
ما ترى الدّهر قد اباد معدّا |
و اباد السّرات من قحطان |
يعنى: آيا نمىبينى روزگار را كه بتحقيق قبيله معدّ بن عدنان را هلاك كرده و نابود نموده بزرگان و شريفان از قبيله قحطان را.
شرح
قوله: اما و الذى ابكى و اضحك و الذى الخ:
تجزيه و تركيب
اما: حرف استفتاح بمنزله « الا » .
واو: بمعناى قسم.
الذى: اسم موصول مقسم به.
ابكى: فعل ماضى، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مزيد، باب افعال، صله براى الذى.
واو: عاطفه.
الذى: معطوف به « الذى » اول.