الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٥ - اعتراض مصنف بر ابن مالك
كردهاند، وى گفته است:
|
حراجيج ما تنفّك الّا مناخة |
على الخسف او نرمى بها بلدا قفرا |
يعنى: آنها ماده شتران قوى چندى بوده كه هميشه خوابانيده شدهاند بر منقصت و گرسنگى يا آنكه از آنجا به زمين خالى از آب و گياه برده ميشوند.
شاهد در « الّا » است كه زائده مىباشد.
و ابن مالك نيز اينمعنا را براى « الّا » ذكر كرده و قول شاعر يعنى مرد اسدى را بر آن حمل نموده است، وى گفته است:
|
ارى الدّهر الّا منجنونا باهله |
و ما صاحب الحاجات الّا معذّبا |
يعنى: روزگار را همچون دولاب و چرخ آبكشى مىبينم كه پيوسته در حركت و گردش باشد نسبت به مردم و نيت صاحب حاجات و مطالب دنيوى مگر عذاب شده و گرفتار در محنت آن روزگار.
شاهد در « الّا » اوّلى است كه در مصراع اوّل واقع شده و ابن مالك آنرا زائده دانسته است.
اعتراض مصنّف بر ابن مالك
مصنّف گويد:
دو جواب ميتوان از گفتار ابن مالك ايراد نمود:
الف: بيت مذكور بنحو ديگر ضبط و حفظ شده و آن اينستكه:
و ما الدّهر الّا منجنونا باهله الخ:
و طبق اين روايت « الّا » در كلام منفى واقع شده و زائده نمىباشد و بدين ترتيب