الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٣ - معناى سوم«إلا»
تجزيه و تركيب
لا: حرف نافيه، غير عامل.
يخاف: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مجرد، از باب « علم، يعلم» لازم.
لدىّ: مضاف و مضافاليه، ظرف، متعلّق به « لا يخاف».
المرسلون: اسم مفعول، جمع، مذكر، معرّف بالف و لام صله فاعل براى « لا يخاف».
الّا: حرف عاطف.
من: موصول اسمى، معطوف به « المرسلون » .
ظلم: فعل ماضى، مفرد، مذكر، غائب، ثلاثى مجرّد از باب « ضرب، يضرب»، متعدّى، صله و عائد براى « من » .
ثمّ: حرف عاطف، غير عامل، مبنى.
بدّل: فعل ماضى، مفرد، مذكّر، غائب، ثلاثى مزيد، باب تفعيل، متعدى، معلوم، معطوف به « ظلم » .
حسنا: مفعول براى « بدّل » .
بعد: اسم، ظرف، متعلق به « بدّل » ، ظرف لغو، مضاف.
سوء: مضافاليه.
قوله: و تأوّلهما الجمهور: ضمير تثنيه به « دو آيه مذكور» راجع است و مقصود از جمهور، مشهور از ادباء مىباشد.
قوله: على الاستثناء المنقطع: وجه منقطع بودن مستثنا در آيه اوّل اينستكه:
مقصود از « الناس » يهود بوده كه بر عليه مسلمين حجّت و برهانى نداشتند.
و منظور از « الذين ظلموا» آندسته از يهود بوده كه بزعم خود بر عليه مسلمين حجّت و برهان داشتند پس باين عنايت داخل در دسته اوّل نبوده در نتيجه استثناء آنها از گروه اوّل از قبيل استثناء منقطع مىباشد.