الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٤٠ - مقاله مصنف
بين « طلاق » و « ثلاث » جمله معترضه يعنى « و الطلاث عزيمة» قرار گرفته است.
ابو يوسف پس از دريافت اين جواب مىگويد:
آنرا در نامهاى براى رشيد نوشته و برايش فرستادم و پس از آنكه جواب من بوى رسيد، جايزهاى جهت من ارسال داشت و من نيز آن جايزه را براى كسائى فرستادم.
پايان گفتار ابو يوسف بطور ملخّص
[مقاله مصنّف]
مقاله مصنّف در ذيل دو بيت مذكور
مصنّف گويد:
رأى صواب و نظريّه صحيح آنستكه در هركدام از رفع و نصب احتمال وقوع يك طلاق و سه طلاق هردو مىباشد.
امّا در قرائت رفع:
الف و لام در « الطلاق » يا براى اشاره بجنس است بنحو مجاز چنانچه مىگويند:
زيد الرجل، يعنى زيد همان جنس معتد به و مورد اعتناء از رجوليت مىباشد كه بدون ترديد اين اطلاق بنحو مجاز صورت گرفته است.
و يا براى عهد ذكرى است نظير: فعصى فرعون الرسول
كه در اين تقدير معناى كلام اين ميشود:
هذا الطلاق المذكور عزيمة ثلاث (اين طلاقى كه ذكر شد طلاق قطعى و مسلّمى است كه سه طلاقه مىباشد).
بايد توجّه داشت كه در اينقرائت (قرائت رفع) بيش از ايندو احتمال، احتمال ديگرى وجود ندارد مثلا نميتوان الف و ام را براى اشاره بجنس بنحو حقيقى قرار داد زيرا در اينصورت لازم مىآيد كه از عام به خاص خبر داده باشيم مثل اينكه بگوئيم:
الحيوان انسان و پرواضح است كه اين اخبار باطل و نادرست مىباشد زيرا اينطور نيست كه هر حيوانى انسان باشد و در مورد كلام نيز اينطور نيست كه هر طلاقى عزيمه بوده يا