الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٤٦ - رأى زمخشرى و عدهاى در تركيب آيه شريفه
بر معمول صله موصول داخل شده است در حاليكه در بيت غسّان نميتواند بگويد مجرور « على » حذف شده و حرف جرّ يعنى « على » بر معمول صله داخل گرديده و تقدير چنين مىباشد: فسلّم على الذى يقال فيه ايّهم افضل.
پس ميتوان مدّعى شد از اينكه خليل در بيت غسّان به تقدير مذكور نميتواند قائل شود با اينكه بيت از نظر تركيب همچون آيه مىباشد، در آيه مورد بحث نيز وى بتقدير ياد شده نبايد قائل گردد بلكه طبق آنچه گفتيم مفعول « ننزع » ايّهم بوده و با اينكه موصوله است مبنى بر ضمّ مىباشد.
و امّا وجه ردّ براى كلام اخفش و كسائى:
ايشان در آيه شريفه مفعول « ننزع » را « كل شيعة» دانسته و « من » را زائده و جمله « ايّهم اشدّ» را مستأنفه قرار دادند در حاليكه در بيت غسّان نميتوانند جمله بعد از « على » جارّه يعنى « ايّهم افضل» را مستأنفه بدانند زيرا در اينصورت لازم مىآيد كه مجرور حذف شده و حرف جرّ بتنهائى باقى مانده باشد با اينكه اين معنا از نظر ادباء جايز نيست پس، از اينكه ايندو در بيت غسّان به تقدير مزبور نميتوانند قائل شوند با اينكه بيت از نظر تركيب مماثل و مشابه آيه است ميتوان ادّعاء نمود كه در آيه شريفه نيز تقديرى را كه بيان كردهاند صحيح نبوده و حق با سيبويه مىباشد.
رأى زمخشرى و عدّهاى در تركيب آيه شريفه
زمخشرى و عدّهاى از ادباء تجويز كردهاند كه « اىّ » در آيه شريفه موصوله بوده و در عين حال ضمّه آنرا، ضمّه اعرابى دانستهاند، ايشان متعلّق و معمول « ننزع » را « من كلّ شيعة» فرض كرده و لفظ « من » را بمعناى تبعيض گرفتهاند و سپس گفتهاند:
گويا در آيه چنين گفته شده:
لننزعنّ بعض كلّ شيعة ( هر آينه البته البته بيرون مىآوريم بعض و پارهاى از هر طائفه را).