الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٩ - معانى دوازدهگانه براى«او»
بعنوان كفّاره نميتواند بدهد زيرا كسيكه هرسه را مثلا اداء نمود بطور قطع و مسلّم يكى كفّاره محسوب شده و آندوتاى ديگر امر قربى مستقل بحساب آمده و يقينا عنوان كفّاره بر آن ثابت نيست پس جمع بين اين سه بعنوان كفاره ممتنع و غير مكن مىباشد.
و در آيه فديه نيز مىگوئيم:
صدقه و نسك و صيام هركدام از اين سه، عنوان فديه دارند و شخص بيمار كه سر نتراشيده يكى از اين سه را بيشتر بعنوان فديه نميتواند بدهد و در صورت اتيان بهرسه تنها يكى فديه محسوب شده و دوتاى ديگر عمل قربى مستقل بحساب مىآيند و بدين ترتيب جمع بين هرسه بعنوان فديه ممتنع و غير ممكن گرديد.
٤- اباحه و آن در وقتى است كه « او » بعد از طلب و پيش از امرى كه جمع در آن ممكنست واقع شود مانند:
جالس العلماء او الزهاد (يا با علماء و يا با زاهدين معاشرت كن).
پرواضح است كه جمع بين مجالست با هردو گروه امرى است ممكن.
و مانند:
تعلّم الفقه او النحو (يا فقه بياموز و يا نحو).
بديهى است جمع بين فراگرفتن هردو فن امرى است ممكن.
تنبيه
در موردى كه « او » براى اباحه است اگر « لاء ناهيه» قبل از آن داخل شود انجام هيچيك از امور مباحه ديگر مباح و جايز نيست بلكه فعل و انجام جملگى ممتنع و منهى مىباشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده:
و لا تطع منهم آثما او كفورا ( اطاعت مكن از ايشان گناهكار يا كفرانكننده را) چه آنكه معناى آن اينستكه:
لا تطع احدهما (هيچيك از ايندو را اطاعت مكن).
و بدون ترديد شخص اگر تنها اطاعت از يك گروه كند صدق مىكند بگوئيم: