الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٧ - معانى دوازدهگانه براى«او»
لبثنا يوما او بعض يوم ( درنگ نموديم يك روز يا مقدارى از آن را).
٢- ابهام همچون فرموده بارى تعالى:
انّا او ايّاكم لعلى هدى او فى ضلال مبين ( ما يا شما بر هدايت يا گمراهى آشكار مىباشيم).
شاهد در « او » اوّلى است كه براى ابهام آمده نه دوّمى.
و نظير قول شاعر:
|
نحن او انتم الأولى الفوا الح |
قّ فبعدا للمبطلين و سحقا |
يعنى: ما يا شما كسانى هستيم كه حق را يافتهايم پس دورى از خير و هلاكت ثابت باد براى جماعتى كه بر خلاف طريقه حق هستند.
شاهد در « او » بوده كه براى ابهام است.
٣- تخيير و آن وقتى است كه بعد از طلب و پيش از امرى كه جمع در آن ممتنع است قرار گيرد مانند:
تزوّج هندا او اختها (ازدواج كند يا با هند و يا با خواهرش).
و چنانچه ملاحظه مىكنيم كلمه « او » بعد از « تزوّج » كه امر بوده و پيش از « هندا » و « اختها » واقع شده كه جمع بين هردو شرعا ممتنع و غير ممكن مىباشد.
و مانند:
خذ من مالى دينارا او درهما (از مال من بستان دينار يا درهم).
سؤال
علماء براى تخيير به دو آيه كفّاره و فديه مثال زدهاند در حاليكه بين معطوف و معطوف عليه به « او » در ايندو آيه جمع ممكن است و شما يكى از دو علامت « تخيير » را اين معرّفى كرديد كه جمع بين آنها ممكن نباشد.