الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٢٥ - حكم ما بعد«الى»
اينمعنا را گروهى از ادباء در قول نابغه ذبيانى قائل شدهاند، وى گفته است:
|
فلا تتركنّي بالوعيد كأنّني |
الى النّاس مطلىّ به القار اجرب |
يعنى: پس وانمىگذارى من را البته البته بوعده بد خود بطورى كه گويا من در ميان مردم همانند شترى باشم كه بر او قير ماليده و بمرض جرب و گرى مبتلا باشد.
شاهد در « الى الناس» است كه بمعناى « فى الناس» مىباشد.
ابن مالك مىگويد:
ممكنست آيه شريفه:
ليجمعنّكم الى يوم القيامة ( هرى آينه البتّه البتّه شما را حقتعالى در روز قيامت جمع ميفرمايد).
از همين قبيل بوده و « الى » در آن بمعناى « فى » باشد.
برخى از ادباء معناى بيت نابغه را تأويل برده و « الى » را متعلق بمحذوف قرار داده و گفتهاند تقدير آن:
مطلى بالقار مضافا الى الناس مىباشد، بنابراين متعلق « الى » كه « مضافا » باشد حذف شده و در كلام قلب واقع گرديده يعنى « الى » با متعلّقش بعد از « مطلى » بوده ولى در ظاهر بر آن مقدّم گرديده است.
ابن عصفور گويد:
« الى » بمعناى « فى » نبوده و در بيت مذكور بمعناى خودش آمده زيرا در « مطلى » معناى « مبغض » يعنى « مكره » تضمين شده و پرواضح است كه ماده « كره » با « الى » متعدّى شده نه با « فى » .
سپس گفته است:
اگر آمدن « الى » بمعناى « فى » صحيح باشد پس بايد گفتن: زيد الى الكوفه يعنى:
زيد فى الكوفه صحيح باشد در حاليكه چنين نيست: