الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٠٢ - معناى سوم«إلا»
فاعل بوده و بدين ترتيب مرفوع خوانده ميشود.
قوله: ذكره الاخفش الخ: ضمير منصوبى در « ذكره » به معناى سوّم « الّا » راجع است.
قوله: و جعلوا منه الخ: ضمير در « منه » به « الثالث » عود مىكند.
قوله: لئلّا يكون للنّاس الخ: آيه (١٥٠) از سوره بقره.
تجزيه و تركيب
لام: حرف جارّ، عامله، مبنى.
ان: حرف ناصب، عامل، مبنى.
لا: حرف نفى، غير عامل، مبنى.
يكون: فعل مضارع، مفرد، مذكر، غائب از افعال ناقصه، منصوب به « ان » .
لام: حرف جارّ.
النّاس: اسم، جنس، مجرور به « لام » ، متعلّق به « يكون » ، خبر براى آن.
عليكم: جار و مجرور، متعلق به « حجت » و ميتوان آنرا به « يكون » نيز متعلق دانست.
حجّة: اسم براى « يكون » .
الّا: حرف عاطف.
الّذين: موصول اسمى، جمع، مذكر، معطوف به « الناس » و اين عطف از قبيل عطف خاص بر عام مىباشد.
ظلموا: فعل ماضى، جمع، مذكّر، غائب، ثلاثى مجرّد، صله و عائد براى « الذين » و محلّا اعرابى ندارد.
منهم: جار و مجرور، متعلّق به « ظلموا » ، ظرف لغو.
قوله: لا يخاف لدىّ المرسلون الخ: آيه (١٠) و (١١) از سوره نمل.