الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٢٣٢ - (إي) بالكسر و السكون
متن:
(إي) بالكسر و السكون
حرف جواب بمعنى نعم؛ فيكون لتصديق المخبر؛ و لإعلام المستخبر، و لوعد الطالب؛ فتقع بعد « قام زيد» و « هل قام زيد» و « اضرب زيدا» و نحوهن، كما تقع « نعم » بعدهن، و زعم ابن الحاجب أنها إنما تقع بعد الاستفهام نحو (و يستنبئونك أحقّ هو قل إي و ربّي إنّه لحقّ) و لا تقع عند الجميع إلا قبل القسم، و إذا قيل « إي و اللّه» ثم اسقطت الواو؛ جاز سكون الياء و فتحها و حذفها، و على الأول فيلتقي ساكنان على غير حدّهما.
ترجمه:
اى بكسر همزه و سكون ياء
حرف جواب بوده بمعناى « نعم » بنابراين مانند « نعم » براى تصديق مخبر و اعلام مستخبر و وعده دادن به طالب مىآيد مانند كلمه « اى » در سه مثال ذيل:
١- قام زيد كه بعدش ديگرى بگويد: اى واللّه (تصديق مخبر).
٢- هل قام زيد كه بعدش ديگرى بگويد: اى واللّه (اعلام مستخبر).
٣- اضرب زيدا كه بعدش ديگرى بگويد: اى واللّه (وعده دادن به طالب).
چنانچه در تمام اين سه مثال و نظير آنها مىتوان بجاى « اى » لفظ « نعم » را بكار برد.
ابن حاجب پنداشته است كه « اى » فقط بعد از استفهام مىآيد مانند:
و يستنبئونك أحقّ هو؟ ( خبر مىگيرند از تو كه آيا آن حق است)؟
قل: اى و ربّى انّه لحق ( بگو: آرى بخدا قسم همانا آن حق مىباشد).
چنانچه ملاحظه مىكنيم كلمه « اى » بعد از استفهام يعنى: أحقّ قرار گرفته است.
سپس مصنّف گويد:
از نظر تمام ادباء اينمطلب ثابت است كه لفظ « اى » واقع نميشود مگر قبل از