الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٥١ - جواب برخى از ادباء از دليل دوم
طلقتم: فعل و فاعل، فعل ماضى، جمع، مذكر، حاضر، ثلاثى مزيد، باب تفعيل، متعدى، معلوم، فعل شرط و جوابش بقرينه « لا جناح» محذوف است.
النساء: مفعول براى « طلقتم » .
ما: مصدريه زمانيه.
لم: جازمه.
تمسوهن: فعل و فاعل و مفعول، فعل مضارع، جمع، مذكر، حاضر، ثلاثى مجرد، از باب نصر، ينصر، مضاعف.
او: عاطفه و بنابر قولى بمعناى « الّا » .
تفرضوا: فعل مضارع، جمع، مذكر، حاضر، ثلاثى مجرد، از باب نصر، ينصر، متعدى، معلوم، فعل و فاعل معطوف به « تمسوهن » يا منصوب است به « ان » مقدّره.
لهنّ: جار و مجرور، متعلق به « تفرضوا » .
فريضة: مفعول براى « تفرضوا » .
قوله: مع انّه اذا انتفى الخ: ضمير در « انّه » بمعناى « شأن » مىباشد.
قوله: انتهى الفرض: مقصود از « فرض » تعيين مهر مىباشد.
قوله: دون المسيس: مراد از « مسيس » هم بستر شدن و نزديكى نمودن مرد با همسر است.
قوله: لزم مهر المثل: مقصود از « مهر المثل» مهريه زنانى است كه همتا و همانند اين زن هستند از نظر موقعيت زمانى و مكانى و خانوادگى، لذا مردى كه با زنى ازدواج كند بدون تعيين مهر و پيش از معيّن كردن و بعد از هم بستر شدن اگر او را طلاق داد بايد مهر المثل آن زن را بپردازد يعنى ملاحظه كند مهريه زنانى كه از نظر موقعيّت زمانى و مكانى و خانوادگى مانند او هستند چه مقداراست بعدا همان مبلغ و مقدار را بوى بدهد.