الکلام الغنی؛ شرح فارسی بر باب اول مغنی - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٩٥ - معانى«اما»
تنبيه
ليس من أقسام إمّا التي في قوله تعالى (فإمّا ترينّ من البشر أحدا) بل هذه إن الشرطية و ما الزائدة.
ترجمه:
معان « امّا »
« امّا » داراى پنج معنا است بشرح زير:
١- شكّ مانند:
جائنى امّا زيد و امّا عمرو (آمد نزد من يا زيد و يا عمرو).
و اين در فرضى است كه گوينده نداند جائى كداميك از ايندو مىباشد.
٢- ايهام نظير:
و آخرون مرجون لامر اللّه امّا يعذّبهم و امّا يتوب عليهم ( و برخى ديگر از گناهكاران آنهائى هستند كه كارشان بر مشيت خدا موقوف است يا بعدل آنانرا عذاب كرده و يا بلطف و كرم خود از گناهشان در گذرد).
و اين در فرضى است كه گوينده خود مىداند ولى بطور غير صريح براى مخاطب بيان مىكند كه وى مقصود را بطور معيّن پى نمىبرد.
٣- تخيير مثل:
امّا ان تعذب و امّا ان تتّخذ فيهم حسنا ( ما بذوالقرنين دستور داديم كه درباره اين قوم يا قهر و عذاب كن و يا لطف و رحمت بجاى آور).
و مثال ديگر:
امّا ان تلقى و امّا ان نكون اوّل من القى ( ساحران بموسى گفتند: اى موسيتو نخست بكار خواهى پرداخت يا ما ابتداء بساط خويش بيفكنيم).
و اين معنا در فرضى است كه جمع بين دو طرف ممكن نباشد بلكه يكى از آندو قابل تحقق است.