مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٩ - عبرت بگيريد!
سقفهاى عمارات بر زمين ريخت و سپس ديوارها و ستونها بر روى سقفها خراب شد، در حالى كه معمولًا در صورت خرابى ساختمان، سقفها بر روى ديوارهاى خراب شده مىريزد.
شايد علّت اين حادثه اين بوده است كه ابتدا صاعقه سقفها را خراب كرده است و سپس ستونها و ديوارها بر روى سقفها ريخته شدند. [١]
«وَ يَقُولُ يا لَيْتَنى لَمْ اشْرِكْ بِرَبِّى احَداً»- پس از عذاب الهى و نابود شدن باغ و زراعت و از دست دادن تمام ثروت و سرمايه، اين دوست ثروتمند مغرور از مستى غرور خارج شده و مىگويد: اى كاش هرگز نسبت به پروردگارم مشرك نمىشدم و به واسطه شرك، منكر قيامت نمىگشتم و به سبب انكار قيامت، مبتلا به مجازات الهى نمىگرديدم!
«وَ لَمْ تَكُنْ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً» از دوستان و اطرافيان- كه به هنگام وفور نعمت و سرمايه به گرد او مىچرخيدند- در هنگام مصيبت و فقر خبرى نبود؛ گروهى نداشت كه او را در مقابل عذاب خداوند، يارى دهند و از خويشتن نيز نمىتوانست يارى بگيرد.
عبرت بگيريد!
شخصى به نام «آقا صادق» در قم زندگى مىكرد. اين مرد كه از يك چشم نابينا بود، باغ انگورى داشت، هنگام فرارسيدن فصل انگور، دوستان و رفقا گرداگردش جمع مىشدند و با احترام و تمجيد از او به نام «حاج آقا صادق، حاج آقا صادق» ياد مىكردند و از انگورها تناول مىكردند. آن هنگام كه فصل انگور مىگذشت و درِ باغ بسته مىشد، ديگر دور آقا صادق خلوت مىگشت و از آن دوستان خبرى نبود؛ بلكه
[١] شايد اين تعبير كنايه از شدّت عذاب الهى باشد.