مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٤٠ - شرح و تفسير
«اسعد» علّت اين كار را جويا مىشود، به او مىگويند: در كنار خانه خدا «ساحر» و جادو گرى به نام «محمّد» نشسته كه با سخنانش مردم را جادو مىكند. براى جلوگيرى از تأثير سخنان او بايد پنبه در گوش خود بنهيد تا سخنانش را نشنويد و ... [١]
عدّهاى ديگر به هنگام شنيدن سخنان مناديان حق انگشتان خويش را در گوش فرو مىكردند تامبادا سخنان جذّاب پيامبران خداوند را بشنوند؛ بلكه گاهى به اين هم اكتفاء نمىكردند و لباسهايشان را نيز بر سر مىكشيدند تا به هيچ وجه سخن حق را نشنوند. حضرت نوح پيامبر عليه السلام در اين مورد خطاب به خداوند چنين مىگويد:
وَ انّى كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَلَهُمْ جَعَلُوا اصابِعَهُمْ فى آذانِهِمْ وَ اسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَاصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا اسْتِكْباراً [٢]
و من هر زمان آنها (مشركان و بت پرستان) را دعوت كردم كه (ايمان بياورند و) تو آنها را بيامرزى، انگشتان خويش را در گوشهايشان قرار داده و لباسهايشان را برخود پيچيدند، و در مخالفت اصرار ورزيدند و به شدّت استكبار كردند.
عدّهاى ديگر به هنگام تلاوت قرآن به ايادى خود دستور مىدادند كه جنجال آفرينى كنند و با سوت و كف و داد و فرياد مانع شنيدن نواى زيباى قرآن شوند.
خداوند كريم در آيه ٢٦ سوره فصّلت در اين باره مىفرمايد:
وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَالْقُرْآنِ وَ الْغَوْا فيهِ لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ
كافران گفتند: به اين قرآن گوش ندهيد؛ و به هنگام تلاوت آن جنجال كنيد، شايد پيروز شويد!
خلاصه اين كه بت پرستان و مشركان به روشهاى گوناگون مردم را از شنيدن صداى حق فرارى مىدادند و مانع رسيدن نداى مناديان حق به گوش آنها مىشدند.
[١] مشروح داستان «اسعدبن زرارة» را در جلد اوّل اين كتاب، صفحه ٢٣، مطالعه فرمائيد.
[٢] سوره نوح، آيه ٧.