مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٩ - شرح و تفسير
ثانياً: در آيه شريفه سخن از «حمار» و «شير» است [١] و روشن است كه «گورخر» با «شير درنده» مناسبتر از «حمار اهلى» است؛ مخصوصاً كه شير علاقه خاصّى به شكار گورخر دارد و گورخرها در مقابل شير خيلى وحشت مىكنند، به گونهاى كه هرگاه از دور صداى شير را بشنوند گيج مىشوند و عنان و اختيار از كف مىدهند و حتّى اگر به صورت يك گلّه هم باشند، پراكنده شده و فرار مىكنند.
حقيقتاً قرآن همه چيز را در سطح عالى بيان مىكند؛ مثالهاى قرآن هم در سطح بسيار بالايى است؛ يعنى كامل ترين نوع فرار در اين مثال زيبا ترسيم شده است واين از شاخههاى فصاحت قرآن مجيد است.
راستى چرا بتپرستان از تذكّرات انبياء فرار مىكنند؟ چرا از درهاى باز شده بهشت، كه به سوى آن خوانده شدهاند، به سوى جهنّم فرار مىكنند؟ چرا از نور به طرف ظلمت مىروند؟ چرا از مكان امن و امان به سمت پرتگاهها و لغزشگاهها مىروند؟
وقتى انسان به اين آيات و امثال آن فكر مىكند و برخى رواياتى را كه در اين زمينه آمده است مورد مطالعه قرار مىدهد، اعجابش افزونتر مىشود.
بت پرستان لجوج به شكلهاى مختلف و بهانههاى گوناگون از نداى حق فرار مىكردند؛ برخى از آنها براى جلوگيرى از نداى حق پنبه در گوش خود فرو مىكردند.
در يكى از روزهايى كه «اسعد بن زرارة»- يكى از كفّار مدينه- براى تهيّه ساز و برگ جنگى و ساير مايحتاج خود، به مكّه آمده بود، عزم زيارت كعبه نمود، هنگام ورود در كنار در مسجدالحرام يكى از كفّار مكّه را مشاهده نمود كه با كيسهاى پر از پنبه آنجا نشسته و به هركس وارد مسجد مىشود سفارش مىكند كه از اين پنبهها در گوش خود فروكند!
[١] «قسوره» از مادّه «قسر» (به معنى قهر و غلبه) گرفته شده و يكى از نامهاى «شير» است و بعضى آن را به معنى «تير انداز» و يا «صيّاد» نيز تفسير كردهاند؛ ولى معنى اوّل در اينجا مناسبتر است. (تفسير نمونه، جلد ٢٥، صفحه ٢٦٣)