مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٣٨ - شرح و تفسير
جهنّميان، اين سؤال را مطرح مىنمايد كه چرا جهنّميان (در دنيا) از تذكّر و ياد آورى رويگردانند؟
كلمه «تذكره»، كه در اين آيه شريفه آمده است، نُه بار در قرآن مجيد تكرار شده است و اتّفاقاً در تمام اين موارد نُهگانه، منظور از آن «قرآن مجيد» است. كلمه «ذكر» كه هم خانواده اين كلمه است، پنجاه مورد در قرآن آمده است و در بسيارى از موارد، مراد از آن «قرآن مجيد» است؛ مثلًا در آيه ٦ سوره حجر آمده است: «ياايُّهَا الَّذى نُزِّلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ انَّكَ لَمجْنُونٌ» كه منظور از نزول ذكر بر پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله همان نزول قرآن است.
به اين جهت به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله كه آورنده «تذكره»، «ذكر» و «قرآن مجيد» است، «مُذكّر» اطلاق شده است. در آيات ٢١ و ٢٢ سوره غاشيه آمده است: «فَذَكِّرْ انَّما انْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ؛ پس (اى پيامبرما! شما) تذكّر ده كه تو فقط تذكّر دهندهاى.
تو سلطه گر (و مسلّط) بر آنها نيستى كه (بر ايمان) مجبورشان كنى!»
بنابراين، قرآن مجيد «ذكر» است و پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله «مذكّر» و يادآورى كننده. ولى افسوس كه برخى از انسانهاى لجوج حاضر نيستند حتّى به تذكّرها و ياد آورىها گوش بدهند، بلكه از آن فرار مىكنند.
«كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ»- «حُمُر» جمع «حمار» است و چون مطلق است و قيدى ندارد شامل همه اقسام درازگوش مىشود؛ ولى منظور از «حمار» در اينجا «دراز گوش اهلى» تربيت يافته انسان نمىباشد؛ بلكه مراد «حمار وحشى» يا «گور خر» است [١]، زيرا اوّلًا گورخر نسبت به «درازگوش اهلى» فرارىتر است؛ بنابراين از قيدِ «مستنفرة» (رميده) كه براى «حُمُر» آورده شده، معلوم مىشود گورخر مراد است.
[١] «گورخر» مركّب از «گور» به معنى «صحرا» و «خر» است ولذا به آن، خر وحشى» و «خر صحرائى» نيز مىگويند. (تفسير نمونه، جلد ٢٥، صفحه ٢٦٣)