مثالهاى زيباى قرآن - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٧٦ - پيامهاى آيه
پيامهاى آيه
مالك تمام سود و زيانها خداست و هيچ چيز بدون اذن خداوند مؤثّر نيست؛ حتّى آتش، بدون اذن الهى نمى سوزاند؛ به اين جهت درياى آتش نمرود براى حضرت ابراهيم عليه السلام گلستان مىشود و كمترين ضررى به آن حضرت نمىزند؛ زيرا مأذون به سوزاندن از سوى خداوند نبود.
كارد بدون اذن الهى نمىبرد؛ به اين جهت وقتى كه بر روى گلوى نازك حضرت اسماعيل عليه السلام كشيده مىشود و حضرت ابراهيم عليه السلام با تمام قوّت اين كار را مىكند، نمىبرد، زيرا هرچند خليلِ خداوند به كارد دستور برش مىدهد؛ امّا خداوندِ جليل به آن اجازه اين كار را نمىدهد. اين همان توحيد افعالى است كه به آن اشاره شد.
همان طور كه گذشت، خداوند در بعضى موارد براى ابطال عقايد بتپرستان، از عقايد خود آنها استفاده مىكند؛ هر چند آن عقيده صحيح نباشد؛ در آيه مورد بحث، از همين شيوه استفاده كرده است و با آوردن باورهاى خودشان، باطل بودن عقايدشان را نشان داده است: [شما كه حاضر به شراكت با برده خود نيستيد چگونه مخلوقات خداوند را شريك او مىدانيد!] البتّه اين به آن معنى نيست كه اگر آنها حاضر به چنين شراكتى باشند، پس مخلوقات خداوند هم با او در برخى امور شريكند.
اين شيوه استدلال در موارد ديگر هم به چشم مىخورد. مثلًا مشركان معتقد بودند كه ملائكه دختران خدا هستند، در حالى كه خود از داشتن دختر خجل و سر افكنده مىشدند. در آيه شريفه ٥٦ تا ٥٩ سوره نحل در اين مورد آمده است: وَ يَجْعَلُونَ لِلَّهِ الْبَناتِ سُبْحانَهُ وَ لَهُمْ ما يَشْتَهُونَ وَ اذا بُشِّرَ احَدُهُمْ بِالأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدّاً وَ هُوَ كَظِيمٌ يَتَوارى مِنَالْقَوْمِ مِنْ سُوءِ ما بُشِّرَ بِهِ ايُمْسِكُهُ عَلى هُونٍ امْ يَدُسُّهُ فِىالتُّرابِ الاساءَ ما يَحْكُمُوُنَ
آنها (در پندار خود،) براى خداوند دختران قرار مىدهند؛ منزّه است خداوند (از اين كه فرزندى داشته باشد)؛ ولى براى خودشان آنچه ميل دارند قائل