ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٨٠
و خلافته بلا فصل و عدمه ، فهو ميزان الإيمان كما أنه ميزان الأنساب ، على ما في الأخبار المعتبرة أنه : لا يبغضه إلا ولد الزنا . و كذلك هو ميزان الأعمال ، فكل عمل يصدر لا بولايته فهو مردود و لا يعبأ به في الآخرة . بعثنا اللّه تعالى على ولايته ، و حشرنا في زمرته و تحت لواء شفاعته .
الترجمة :
پس زمانى كه منقضى گرديد روزگار پيغمبر خاتم « ص » بر پا داشت دوست خود على بن ابي طالب را ـ صلوات بر آنها و بر آل آنها باد ـ هدايت كننده ؛ زيرا كه پيغمبر ترساننده بود و براى هر قوم ، هدايت كننده[ اى ]هست . پس گفت پيغمبر و حال آن كه قوم در پيش منبرش بودند : هر كس من مولاى او باشم پس اين على است مولاى او . پروردگارا! دوست دار هر كه دوستش بدارد و دشمن بدار هر كه دشمنش بدارد ، و يارى كن هر كه او را يارى نمايد ، و خوار كن هر كه او را خوار نمايد . و گفت : هر كه بوده باشم من پيغمبر او ، پس على است امير او . و گفت : من و على از يك درختى مى باشيم و ساير مخلوقات از درخت هاى متعدده هستند . و نازل كرد او را به منزله هارون از موسى مگر اين كه بعد از من پيغمبرى نيست ، و تزويج نمود به وى خانم زنان عالميان را ، و حلال نمود برايش از مسجد خود هر چه براى خود حلال بود ، و فرو بست تمام درهاى مردم را كه به مسجد باز شده بود الا درِ او را . پس از آن امانت گذاشت در نزد وى علم و حكمت را ، پس گفت : من شهر علم هستم و على در اوست ، پس هر كس اراده كند حكمت را بايد از درش بيايد . پس گفت برايش : تو برادر منى و وصى منى و وارث منى ، گوشت تو از گوشت من است ، و خون تو از خون من است ، و سازش با تو سازش [ با ] من است ، و جنگ با تو جنگ با من است ، و ايمان ، آغشته [ به ]خون و گوشت تو است ، چنانچه آغشته [ به ] گوشت و خون من است ، و تو فرداى قيامت بر سر حوض كوثر جانشين منى ، و تو ادا مى كنى دين مرا و وفا مى كنى به وعده هاى من ، و شيعيان تو به روى منبرها از نور مى باشند كه سفيد است روهاى آنها ، در اطراف من مى باشند در بهشت ، و آنها همسايگان من اند ، و اگر نبودى تو يا على! شناخته نمى شد مؤمنان بعد از من .