ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٧٣
كرد به حبس او بنا به آنچه در حياة الحيوان ( نام كتاب ) در احوال معتصم نوشته شده [١] . و در همان كتاب است اين كه : احمد در ضمن مذاكرات و مناظراتش گفت : اگر آيه اى از قرآن بياوريد هر آينه اجابت مى كنم شما را و قولتان را اختيار مى نمايم و به حدوث آن قائل مى شوم [٢] . شارح مى گويد : و از آنچه تعجّب از آن به نهايت مى رسد اين كه مثل احمد بن حنبل كه يكى از ائمه اربعه است قناعت مى كند به يك آيه در حدوث قرآن و علماى حاضر در آن مجلس هم گاهى به كشتنش فتوا مى دهند و گاهى به تازيانه خوردنش حكم مى نمايند و نمى آورند آنچه را كه مى خواهد و به آن راضى و قانع مى شود ، كاش من در آن مجلس بودمى براى اين كه قطع كنم نزاع و ببرّم مادّه زد و خورد را به سبب ذكر آيه اى از آيات قرآن كه در اوايل سوره شعرا فرموده ، أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم : « وَ مَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَـنِ مُحْدَثٍ إِلاَّ كَانُواْ عَنْهُ مُعْرِضِينَ * فَقَدْ كَذَّبُواْ فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَـؤُاْ مَا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِءُونَ » [٣] (و نمى آيد بديشان هيچ موعظه و پندى از جانب خداى بخشنده كه نو فرستاده شده است مگر كه باشند از آن روى گردانندگان ، پس به تحقيق تكذيب كردند قرآن را پس به زودى مى آيد برايشان خبرهاى آنچه كه بودند به آن استهزا مى كردند) . پس به درستى كه ذكر در قرآن بر كلام خدا بسيار اطلاق شده چنانچه فرمود : « إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحَـفِظُونَ » [٤] ( به درستى كه ما فرو فرستاديم بر تو ذكر ( قرآن ) را و به درستى كه ما براى آن نگهبانانيم ) ، و فرمود : « وَ إِنَّهُ لَذِكْرٌ لَّكَ وَ لِقَوْمِكَ وَ سَوْفَ تُسْئلُونَ » [٥] ( و به درستى كه آن ( قرآن ) ذكر است مر تو را و قومت را ) و غير آنها از آيات . و محدث معنايش واضح و آن متجدد و حادث است ، پس وصف كرده قرآن را به حدوث و شايد معرضين و روى كردندگان اعمّ اند از اِعراض از اصل خود آن يا وصف آن به حدوث ، پس ايشان تكذيب كردند آن را در اين وصف ، پس آمد به ايشان خبرهاى استهزا كنندگان و محبوس شد احمد بن حنبل زيادتر از دو سال .
[١] حياة الحيوان ، ح ١ ، ص ٧٣.[٢] همان .[٣] سوره شعرا ، آيات ٥ ـ ٦ .[٤] حجر ، آيه ٩ .[٥] سوره زخرف ، آيه ٤٤ .