ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٩٢
صلوات خدا بر ايشان ـ براى استكمال و كامل بودنشان از جميع جهات ، نقص نيست در آنان تا كامل گردد به حبّ احدى يا به تبعيّت ديگرى ، حتى اين كه مشهور ميان علما عدم عود فايده از صلوات است نسبت بديشان ؛ چنانچه همان ظاهر بعضى از فقرات زيارت جامعه است آن جا كه فرمود: « وَ جَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ ، وَ مَا خَصَّنا بِهِ مِنْ زِيَارَتِكُمْ ، زِيَادَةً لَنا ، و كَفّارَةً لِذُنُوبِنَا ، و طيبَاً لِأَنْفُسِنَا » و قرار داد صلوات و درودهاى ما را بر شما و آنچه مخصوص كرد ما را به آن از دوستى تان، پاكى براى خلقت ما و كفاره به گناهان ما و پاكيزگى براى نفْس هايمان. آرى از شهيد ثانى و سيد جزايرى ظاهر مى شود جواز رجوع فايده به ايشان ؛ به سبب اين كه ماده قابل و فيض غير متناهى است ، و عبارت زيارت از اين معنى ابا كننده و مانع نيست چنانچه آن واضح است ؛ چه به درستى كه نظر در آن عبارت به غرض اصلى و فايده منظوره است ، پس غرض از صلوات فرستادن بر ايشان تكفير ذنوبِ است ، و منافات نيست كامل شدن مراتبشان را با تكفير ذنوب صلوات فرستندگان ، براى آن كه اثبات شى ء نفى ما عدا نمى كند و ثابت نمودن چيزى عدم ثبوت ديگرى را نمى رساند .
ترجمه :
تا منتهى نمودى امر نبوت را به سوى برگزيده و شايسته ات محمد صلى الله عليه و آله ، پس گرديد چنانچه او را پسنديده بودى آقاى كسانى كه آفريده بودى ، و برگزيده آنهايى كه برگزيده بودى و بهترين كسانى كه گرامى داشته بودى ، و عزيزترين آنهايى كه عمادشان قراردادى بر پيغمبران خود ، و برانگيختى او را به سوى جن و انس از بندگان خود ، و به زيرپايش گردانيدى مشرق ها و مغرب هاى خود را ، و مسخر كردى برايش براق را ، و به معراج بردى او را ـ يا روحش را ـ به سوى آسمانت ، و به او امانت سپردى علم گذشته و آينده را تا روز قيامت . بعد از آن در مدينه نصرت دادى او را با رعب كه در قلب دشمنانش انداختى ، و احاطه دادى او را با جبرئيل و ميكائيل و ساير ملائكه كه علامتدار بودند ، و او را وعده دادى كه دينش را بر تمام اديان غالب سازى اگر چه مشركين نخواهند . و اينها بعد از آن بود كه او را مكان دادى در قرارگاه صادقين از اهلش ( گويا مراد اين باشد كه نزد اهل و قومش او را صادق و امين مى گفتند ) ، و قرار دادى برايش و براى آنها ـ