ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٤٨
[ تنبيه در ذكر كنيه بزوفرى ]
از جمله امور عجيبه اين كه در غيبت طوسى [١] در ده مورد نام محمد بزوفرى برده شده و در همه اين ده مورد محمد را به كنيه و نام ذكر كرده اند بى آن كه از رجال ديگر اين اسناد ، كنيه ذكر كنند ، بلى در يكى از آن احاديث ، احمد بن ادريس را نيز با كنيه ذكر كرده و بس ، پس در نُه خبر ذكر كنيه از ميان جماعت به او اختصاص دارد و در يكى نيز يك نفر از ميان جماعت سند شريك دارد ، و اين كاشف از غايت جلالت اوست در نزد شيخ يا ابن الغضائري . و بر هر يكى از دو فرض ، مطلوب تمام مى شود . و نيز در خاتمه تهذيب [٢] و استبصار [٣] در چهار مورد نام او را برده ، در سه مورد با كنيه و در يك مورد بدون كنيه ليكن در همين موردِ بى كنيه بودن ، حسن بن حمزه كه غالبا او را بدون ترضّى و ترحّم و ذكر شريف صالح نام برده اند با او شريك است . همچنين در سند دعا ابن أبي قره او را با ترضّى و كنيه ذكر كرده ، و همچنين در امالى با ترحّم و كنيه . بلى در نسخه كنوز و همچنين نصوص به غير از مورد اول در هفت مورد از نصوص بدون كنيه . و گمان مى كنم در آن جا نظر به وضوح جلالتش مانند ساير اجلاّ در وهله اُولى تجليل كرده ، و در باقى موارد به آن محوّل داشته ، چنان كه تلخيص نامبرده نيز ـ يعنى تعبير به محمد بن الحسين البزوفري ـ در بقيه شش مورد به اين مدعا شاهد است ، پس چنان كه محدث نورى در ترجمه حكم بن مسكين از مستدرك [٤] ـ چنان كه نقل خواهيم كرد ـ گفته ـ اين معنى از نهايت جلالت او در نزد علماء كشف مى كند .
[١] الغيبة للطوسي ، ص ١٤٣ ح ١٠٨، ص ١٦٠ ح ١١٨، ص١٧٧ ح ١٣٤، ص ١٨٥ ح ١٤٤، ص ١٩٦ ح ١٦١، ص ٣٣٢ ح ٢٧٤ ، ص ٣٣٥ ح ٢٨١ ، ص ٣٤٦ ح ٢٩٦ ، ص ٤٢٥ ح ٤١١ ، ص ٤٣٣ ح ٤٢٣ .[٢] تهذيب الأحكام ، ج ١٠ ، ص ٣٥ و ٧٢.[٣] الاستبصار ، ج ٤ ، ص ٣١٢.[٤] خاتمة المستدرك ، ج ٤ ، ص ١٧٤ بدين عبارت : أما الحكم بن مسكين فلم يوثقوه ، و يمكن استفادة وثاقته من اُموره ... .