ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٩٨
نام هاى مردم ، و قبرهاى شما در ميان قبور ، پس چه شيرين شده نام هايتان ، و عزيز شده نفس هايتان !) يعنى آنان با بودن ايشان ميان مردم ، اجساد آنان ميان اجساد مردم و اسمايشان ميان اسماى مردم و قبورشان ميان قبور مردم ، پس شبيه نمى شود احوال آنان به احوال اينان ، ولى با آن همه احكام الهيه از واجبات و محرمات و آداب و سنن ، فرق نيست در آنها بين رعيّت و بين ايشان ، اگر چه بعضى قول ها در بعضى طوايف شيوع يافته ، حتى اين كه شنيدم تأمل در نجاست قاذورات امام عليه السلام [ را ] از بعضى فرق ، و سؤال كرده روزى مردى از عوام آن فرقه از عالم خودشان از حكم قاذورات امام از حيثيت طهارت و نجاست ، پس حال عالم تغيير يافته گفت : « ما لك و لهذا؟! چه كار است تو را با اين سؤال؟!» . غايط امام بر لحيه و ريش من ، و غايط من بر لحيه و ريش تو!» ، پس به درستى كه اين جواب او اشعار به قول به طهارت مى كند هر طور باشد . پس امثال اين كلمات ، صادر است از غلات ( [ يعنى ] آنان كه در حق ائمه غلّو مى كنند ) ؛ قائل نيستيم ما به آنها مگر اين كه مى گوييم : چنان كه پيغمبر ما را خصايصى هست كه آنها را علما ـ مؤيدشان نمايد خداى تعالى ـ در باب واجبات و محرمات و غير آنها شمرده اند ، پس اكثر آنها به نفس خودش مخصوص است مانند حلال بودن زيادتر از چهار زن با نكاح دائمى ، و بعض از آنها اشتراك مى كند با او على عليه السلام و پسرانش مثل آنچه كلاممان در آن است و در آن خصوص سخن مى گوييم از جنابت در مسجد و بيتوته ( شب ايستادن و شب به سر آوردن ) در آن و گشودن درش به آن چنانچه محلّل و حلال كرده شده بود در حق موسى و هارون و ذريّه شان . و مخفى نماند اين كه حكمت در آن ، بيان اختصاص مسجد به ايشان است ؛ چنان كه مستفاد مى شود از تنظير با موسى و هارونى كه خانه هايشان به قوم خودشان قبله قرار گذاشته شد و مسجد چنانى كه آن بيت خداست همان بيت نبى اوست ؛ زيرا كه خالق جسم نيست كه در آن ساكن شود و براى خودش آن را مسكن و مأوا پذيرد ، پس انتساب به نبى و وصى ، انتساب به سوى خداى تعالى است ، و از آن جا كه اقامه شعائر خدا و احياى دين او و اصلاح امور عباد وى به سبب رئيس و مولاى كل است ، پس مركز حكومت و مقرّ خلافت همان [ است ]مسجد كه آن خانه رئيس است ، پس به همان جهت خداى تعالى مباح نمود برايش و براى ذريه اش خوابيدن و بيتوته كردن و مناكحت