ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٤١
نظر به مضمون اين اخبار به طور عموم در امور مستحبه ، احاديث ضعيفه را مورد عمل قرار مى دهند ، ليكن خلاف كرده اند در اين كه آيا با اين اخبار ، استحباب آن عمل نيز ثابت مى شود به طورى كه بتوان به نحو اطلاق مانند ساير اعمال معلوم الاستحباب به صراحت لهجه به استحباب آن حكم نمود و گفت كه : «اين عمل نيز مستحب است »؟ يا با اين اخبار نمى توان به استحباب عمل مذكور حكم كرد و فقط در مورد عمل مى توان به عنوان رجاء بر آن عمل اقدام نمود و بس ؟ شايد اقرب به قبول و نزديك تر به حق ، قول دوم باشد ؛ به دليل اين كه استحباب و كراهت كه بنا بر مشهور در اين مورد با استحباب در ردّ و قبول و اثبات و نفى شركت دارد ـ مانند وجوب و حرمت ـ از احكام تعبديه شرعيّه هستند و تا دليل شرعى بر وجود آنها قائم نگردد بر ثبوت آنها حكم نمى توان نمود ، و احاديث شريفه « من بلغ » كه به مضمون آنها اشاره شد و قاعده مأخوذه مستنبطه از آنها كه در لسان علما به قاعده «تسامح در ادله سنن » معروف است بر بيشتر از اين معنى دلالت نمى كند كه بر اتيان آن عمل به عنوان رجاء ثواب و اجر ترتب مى يابد و بس ، و هيچ گونه دلالتى بر اين ندارد كه عمل مذكور نيز مستحب مى گردد . به عبارت ديگر : آن احاديث شريفه اين معنى را افاده مى كند كه : در اين گونه موارد كه احاديث ضعيفه بر وجود مطلوبيت امرى به عنوان استحباب دلالت مى كنند ، عمل كردن به آنها به عنوان رجاء آن ثواب و امتثال احتياطى باكى ندارد ، و خداى تعالى نظر به رحمت و كرم وافرش تفضلاً اعطاى ثواب موعود را براى اتيان آن عمل خواهد فرمود ، و در حقيقت ، اين احاديث ، باب عمل را توسعه داده و ليكن نسبت به حكم استحباب در مورد مذكور بيانى ندارند . ليكن قول ديگر اين است كه : احاديث مذكوره ، چنان كه بر ترتب ثواب نسبت به اتيان عمل در موارد جريان خود ناطق است ، همچنين دلالت بر ، استحباب عمل مذكور نيز مانند ساير اعمال مستحبه مى كند . غايت امر اين كه در ساير اعمال مستحبه ، استحباب آنها از اعتبار طرق خود آنها به دست آمده و واسطه اى در ميان نبوده است ، و در اين جا به واسطه احاديث « من بلغ » منجعل گرديده است . و شارع مقدس چنان كه به وجود استحباب در موارد معلومه بلا واسطه ديگر حكم فرموده ، در اين جا با وساطت احاديث « من بلغ » به وجود ثواب و ثبوت استحباب حكم نموده و تصريح فرموده است .