ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٩٦
اظهار كرامت ممكن نيست مگر به ترك محبت دنيا» گفته : «و در دعاى ندبه است : اللهم لك الحمد ... الى قوله رضوانك» ، نقل عبارت كرده ، آن گاه عبارت را ترجمه نموده و گفته : اندكى تأمل كن ببين كه چگونه امام عليه السلام جميع خصايص پيغمبران را از قرب و هبوط ملائكه و نزول وحى و غير ذلك همه را متفرع نمود بر زهد و ترك محبت دنيا . . ـ تا آخر عبارت او ـ . نگارنده گويد : استشهاد اين مرحوم با اين عبارت و استدلال او [ به ] اين عبارت ، با نسبت دادن او تفريع مطالب مذكوره متفرعه بر زهد را به امام عليه السلام ، ادل دليل است بر معتبر بودن اين دعا در پيش او و مأثور دانستن او دعا را از امام عليه السلام و گويا مرادش صادق عليه السلام ، باشد كه دعا چنان كه دانستى منسوب به او و مأثور از اوست . ٣ . عالم جليل حاج شيخ على اكبر نهاوندى ـ مد ظله العالى ـ در وسيلة النجاة في شرح دعاء السمات ـ در ص ١٠٨ و ص ١٠٩ ـ در تعقيب مطلبى راجع به علم كيميا كه عنوان نموده گفته : و در ذيل اين فرمايش اشاره فرموده است به وصفى كه عالم به اين علم بايد دارا باشد و آن ترك دنيا و زهد در اوست كه « كل الصيد في جوف الفراء » . پس معرفت كيميا منوط به ترك دنيا است ، بلكه خوارق عادات و طوارق مغيبات و ذكر على و ثناء جلى و هبوط ملك و تصرف در فلك و وسيله بندگان بودن به سوى رب و واسطه ايشان بودن درمقام قرب تماماً منوط و مربوط به ترك آن است ؛ و كفايت مى نمايد و تو را از براى تصديق نمودن اين قول تدبر كردن در اين فقره شريفه از دعاى ندبه كه معصوم ، تمام آنچه را كه ذكر شد از لوازم ترك دنيا و زهد در آن شمرده و در ساحت عزّ ربوبيت عرضه مى دارد : اللهم لك الحمد على ما جرى به قضاؤك في أوليائك الذين استخلصتهم لنفسك و دينك إذ اخترت لهم جزيل ما عندك من النعيم المقيم الذي لا زوال له و لا اضمحلال ، بعد أن شرطت عليهم الزهد في درجات هذه الدنيا الدنية و زخرفها و زبرجها ، فشرطوا لك ذلك ، و علمت منهم الوفاء به ، فقبلتهم و قرّبتهم و قدّمت لهم الذكر العليَّ و الثناء الجليَّ ، و أهبطت عليهم ملائكتك ، و أكرمتهم بوحيك ، و رفدتهم بعلمك ، و جعلتهم الذريعة إليك و الوسيلة إلى رضوانك .