ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٠٩
همين ( شرط ضمان ) نبود هر آينه امّ كلثوم اول هاشميه مى شد كه بايد دستش بريده شود [١] ، تا به غير اينها از حالات منقوله اش كه كاشف است از تصلّب او در امر دين بدون ملاحظه ملامت و نه عتاب . قول او : « فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً بَدْرِيَّةً » . شارح مى گويد : امّا «احقاد بدريّه» پس واضح است ؛ به جهت اين كه محاربه با اهل مكه و عمده در ايشان بنو اميّه بوده ، و همچنين است «احقاد حنينيه» ؛ چه به درستى كه محاربه هر چند كه با طايفه هوازن بوده ، الا اين كه اهالى مكه ـ و از آنان است بنو اميّه ـ ظاهر شد از ايشان در اين غزوه بعضى اقدامات از متزلزل و مضطرب بودنشان از جهت فتح مكّه ، قريب به يك ماه يا دو ماه پيش از اين ، حتى اين كه پيغمبر صلى الله عليه و آله اكثر ايشان را از غنيمت هاى حنين قسمت كثيره عطا فرمود و انصار را نداد ، و نبود اين مگر براى تأليف قلوب و جلب ايشان و براى بستن باب فتنه و فساد آنان ، و اينها همه واضح است . و جز اين نيست كه اشكال در «احقاد خيبريه» ؛ است زيرا كه محاربه با يهود بود و ظاهر نشد بعد از نبى صلى الله عليه و آله نسبت به اميرالمؤمنين عليه السلام چيزى كه صحيح شود انتساب آن به آثار اين محاربه ، لكن جواب ممكن است از آن به اين كه فتح زمانى كه در اين غزوه [ واقع شد ] ، به نام نامى و اسم سامى اميرالمؤمنين عليه السلام و قلع او باب خيبر را [ بود ] كه از اخبار و سير معروف است حتى در آن باره اشعار و ابيات هم گفته شده ؛ چنانچه در قصيده ابن أبي الحديد است : يا قالع الباب الذي عن حمله عجزتْ أكفّ أربعون و أربع [٢] (اى كَننده درى كه از حمل آن دست هاى چهل و چهار نفر عاجز مى شد !) با اين كه مردان صحابه منهزم شد هر فردى از ايشان با لشكرش [ پيش ] از او در ايّام سابقه و با انهزام و گريختن خودشان در يوم گذشته اميد مى گرفت هر يكى از ايشان دادن پيغمبر رايت نصرتْ اثر را فردا براى خودش به جهت وعده پيغمبر كه به فرمايش خودش كرده بود « لاُعطينّ الراية غداً رجلاً يحب اللّه و رسوله ، و يحبه اللّه و رسوله [٣] ( البته مى دهم فردا
[١] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ، ج ١ ، ص ٣٧٥ ؛ حلية الأبرار ، ج ٢ ، ص ٢٨٧ ، ح ٦ .[٢] شرح القصائد الهاشميات و العلويات ، ص ١٤ .[٣] الدعوات ، ص ٦٣ ؛ الكافي ، ج ٨ ، ص ٣٥١ ؛ علل الشرائع ، ج ١ ، ص ١٦٣ .