ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٧
برقيه ، پس منتقل مى شود صوت در مسافت صد فرسخ بلكه زيادتر در كمتر از ثانيه اى! و شايد تسخير براق براى معراج آن حضرت صلى الله عليه و آله همان براى سرعت سير آن بوده باشد و مأخوذ از بريق و لمعان گردد چنانچه در سير اشعه است ، يا از برق چنانچه در خطوط برقيّه است . پس به تحقيق حاصل شد از جميع آنچه ذكر كرديم امكان اين مسئله عقلاً هر چند كه عادتاً محال شمرده شود و بأس نيست به آن و باك نه ؛ چه به درستى كه آن موضوع اعجاز و خارق عادت است و كفايت مى كند در وقوع همين مسئله اخبار كثيره معتبره وارده در اين مقام . پس آن عبارت در دعايى كه شرحش مى كنيم بنا به آنچه اشاره كرديم به سوى آن از نسخه مجلسى رحمه الله از تعبير به روح با قطع نظر از مناقضه و ضدّيت با سابقش ـ چنانچه اشاره كرديم براى بداهت عدم حاجت به براق در معراج روحانى ـ ممكن است اين كه نظر در آن به اثبات اقل مراتب بوده باشد به طريق قدر متيقن چنانچه اقتصار و اكتفا بر بيان سير و مسير ميان مسجد حرام و مسجد اقصى در آيه شريفه از همين قبيل است ، چون به درستى كه اثبات شى ء نفى ما عدا نمى كند و به ثبوت رسانيدن چيزى ثابت نبودن ديگرى را نمى فهماند ؛ آيا نمى بينى اين كه اصوليين و علماى اصول به مفهوم لقب در محلّى اعتنا نمى كنند؟ و الاّ هر آينه قولمان : محمد پيغمبر خداست ( محمد رسول اللّه ) كفر مى شد براى لازم گرفتن آن قول ، اين را كه عيسى رسول خدا نيست ، مخصوصاً اين دعا كه به دعاى ندبه ناميده شده در مقام استغاثه و التجا و دادخواهى و پناه جويى در زمان تنگى و شدت و غلبه ترس و خشيت از دشمنان و لزوم مراعات تقيه است ، پس نيكو شمرده شده تكلم و گفتگو كردن بر حسب مشتهر ميانشان ؛ چنانچه از عايشه ام المؤمنين مروى است اين كه معراج پيغمبر روحانى بود و ناپديد نشد جسم او در اين شب [١] . اما بنا به نسخه ديگر روايت كرده شده در مزار محمد بن مشهدى ـ كه تعبير كرده مى شود از آن در لسان مجلسى رحمه اللهبه مزار كبير ـ و در مزار قديم كه منسوب به قطب راوندى است و همچنين در بعضى از نسخه هاى مصباح الزائر كه ابن طاووس رحمه اللهراست چنين است : « وَعَرَجْتَ بِرُوحِهِ إِلى سَمائِكَ » ؛ چنين گفته فاضل معاصر قمى ـ دامت تأييداته ـ در
[١] سوره مريم ، آيات ٥٦ ـ ٥٧ .[٢] سوره مريم ، آيه ٥٦ ؛ الصافي ، ج ٤ ، ص ٢٨٥ ؛ الكافي ، ج ٣ ، ص ٢٥٧ ، ح ٢٦ .[٣] سوره نساء ، آيه ١٥٧ .[٤] همان ، آيه ١٥٨ .[٥] با وجود جستجوى بسيار ، اين روايت را نيافتيم .[٦] سوره اسراء ، الآية ١ .[٧] الكافي ، ج ١ ، ص ٤٤٣ ، ح ١٣ .[٨] بنگريد به اخبار معراج در علم اليقين ، ج ١ ، ص ٤٨٩ ـ ٥٢٠ ؛ بحار الأنوار ، ج ١٨ ، ص ٢٩١ ـ ٤١٠ .[٩] فتح الباري ، ج ٧ ، ص ١٧٠ ـ ١٧١ .[١٠] صحيح البخاري ، ج ٤ ، ص ١٠٦ ـ ١٠٧ ؛ بغية الباحث ، ص ٢٨ ؛ مسند أبي يعلى ، ج ٦ ، ص ٢١٦ ـ ٢١٩ ؛ جامع البيان ، ج ١٥ ، ص ١٠ ـ ١٦ .[١١] الاحتجاج ، ج ١ ، ص ٣٢٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٣٢٠ ، ح ١٦ .[١٢] سوره معارج ، آيه ٤ .[١٣] زاد المعاد ، (سنگى) ، علامه مجلسى ص ٤٥١.[١٤] سوره زمر ، آيه ٤٢ .[١٥] سوره يس ، آيه ٧٨ .[١٦] همان ، آيه ٧٩ .[١٧] با اين عبارت در مصادر يافت نشد .[١٨] سوره نمل ، آيه ٤٠ .[١٩] سوره اسراء ، آيه ١.[٢٠] الأمالي للصدوق ، ص ٤٣٥؛ المجازات النبوية ، ص ٣٤٩ ؛ الاختصاص مفيد، ص ٣٦٤؛ بحار الأنوار ، ج ١١ ، ص ٢٧٧ .[٢١] الكافي ، ج ٨ ، ص ١٤٣ ، ح ١٠٨ ؛ شرح اُصول الكافي ، مازندرانى ، ج ١٢ ، ص ١٤١ ؛ الأمالي للطوسي ، ص ١١١ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧ ، ص ١٢٣ .[٢٢] الدر المنثور ، سيوطى ، ج ٤ ، ص ١٥٧ ؛ جامع البيان ، ج ١٥ ، ص ٢٢ ؛ تفسير ابن كثير ، ج ٣ ، ص ٢٦ ؛ البداية و النهاية ، ج ٣ ، ص ١٤١ ؛ السيرة النبوية لابن هشام ، ج ٢ ، ص ٢٧٠ .[٢٣] هدية الزائرين (سنگى) ، ص ٥٠٧ ؛ المزار ابن مشهدى ، ص ٥٧٥ ؛ مصباح الزائر ، ص ٤٤٧ .[٢٤] سوره احزاب ، آيه ٣٣ .[٢٥] إكمال الدين ، ص ٢٧٨ ؛ الغيبة ، نعمانى ، ص ٧٢ ؛ الاحتجاج ، ج ١ ، ص ٢١٥ ؛ بحار الأنوار ، ج ٣١ ، ص ٤١٣ .[٢٦] سوره احزاب ، آيه ٣٢ .[٢٧] سوره يوسف ، آيه ٢٩ .[٢٨] سوره احزاب ، آيه ٣٣ .[٢٩] الإيضاح فضل بن شاذان ، ص ٢٦٢ ؛ شرح الأخبار قاضى نعمان ، ج ٣ ، ص ١٢٥ ؛ الخرائج و الجرائح ، ج ١ ، ص ٢٤٣ .[٣٠] سوره فرقان ، آيه ٥٧ .