ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٣٥٨
و اين صحيح نيست ؛ براى اين كه تجرّد روح از مادّه و مدّه معلوم نيست ، بلكه آيات و اخبار و اكثر علماى شيعه ، روح را مانند ملائكه اجسام لطيفه و داراى ابعاد مى دانند ؛ يعنى بسيط است ليكن مجرّد از ماده و مدت نيست ، بلكه مجرد از تركيبات عناصر [ و ]امثال آنهاست . در هر صورت جنسيّت بين اين روح كه جسم لطيف و براق كه از سنخ عالم بالذات [ است ]هست و اين كلمه « براق » دليل تصحيف نمى تواند باشد ، بلى اين دليل بنا بر قول كسانى كه روح را مجرّد از ماده مى دانند قرينه تصحيف مى شود .
فائدة اُخرى [كلباسى و شخصى كه دعاى ندبه را در سامرا مى خواند ]
از آقاى كلباسى شنيدم كه نقل مى كرد : كسى دعاى ندبه را در سامره مى خوانده ، كسى او را گفته كه اين كلمه را در اين دعا : « و عرجت بروحه » مخوان بلكه « عرجت به » بخوان ؛ زيرا كه وجه اوّل كلمه ضالّة و مضلّة است ، و بعد آن شخص غائب شده است ، و قائل منطبق با امام زمان عليه السلام مى نموده است .
فائدة اُخرى [آيا «عرجت بروحه » كلام امام معصوم است ؟]
عقيده مرحوم آقا ميرزا مهدى اين بوده كه « عرجت بروحه » كلام امام را نمى ماند ؛ شايد فحول علماى اعلام كه رؤساى شيعه بوده اند و حراست شيعه را در نظر داشتند ديده اند كه در قرون اول قول به روحانيت معراج معروف و نزديك به قبول عموم است ، به خلاف جسمانيّت آن كه عقول تا حدى از قبول آن به جهت عدم تمكّن از تعقل براى القائات شبهات از حكما و غيرهم ابا دارد ، اين عبارت را كه « به » بوده « بروحه » عوض كرده اند . و نظير اين تصرّف در كلمات آنها ديده مى شود ؛ مثلاً معامله صدوق در نقل «زيارت جامعه» با آن همچنين «زيارت عرفه» كشف از امثال اين تصرفات مى كند كه متأخرين گفتند : و هذا مما يوجب سوء الظن بالعلماء ، و شايد اين عبارت تصحيف ايشان باشد و بر فرض «بروحه» بودن ، دلالت بر نفى جسم نمى كند . اقول : وجه اول ايشان انحصار به تصرف علما ندارد ، شايد غير علماى فحول نيز اين كار را به جهت توافق آن با عقول خود كرده باشند ؛ چنان كه حاجى نورى فرموده : بعضى از صاحبان امراض قلبيه ... الخ .