ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٤
توقيت آن [ است ] به آنچه نزديك به طرفة العين مى شود ؛ چنان كه گفته شده و خبر به آن هم وارد شده : « إنّ حلقة الباب التي تحركت عند ذهابه لم تسكن عن الحركة في إيابه » ، [١] (به درستى كه حلقه در كه وقت رفتن پيغمبر حركت نمود در وقت برگشتنش از حركت نيارميده بود) ، پس آن هر چندى كه تقريباً عادم النظير نيست چنان كه آصف بن برخيا گفت : « أَنَا ءَاتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ » [٢] (يعنى من مى آورم آن را به تو پيش از آن كه چشمت به سويت بازگردد) . و همين از يمن تا شام كه مسير يك ماه يا دو ماه است ، مگر اين كه مثل [ باشد ] ـ اگر مسلمش داريم ـ پس آن رفع استبعاد سير را مى كند از اين حيثيت كه آن سير است . و امّا كلمات و مخاطبات واقعه با ملائكه و انبيا ـ سلام اللّه عليهم ـ و با ذات اقدس تعالايش ، پس صحيح نمى شود وقوع آنها در اين وقت عقلاً با اين كه نظير هم غير مسلم است ، و چه مناظره و كدام مماثله است ميان سير يك ماه و دو ماه و ميان مسير پنجاه هزار سال ، با اين كه شعاع [ كه ]سريع تر اشيا است در حركت بنا به آنچه استنباط كرده اند متجددون از علماى اروپا در هر ثانيه هفتاد و هشت هزار و هشتصد و چهل و يك [ ٧٨٨٤١ ] فرسخ سير مى كند ، حتى گفتند كه شعاع آفتاب در هشت دقيقه به زمين مى رسد و فاصله ، هفتاد و دو ميليون فرسخ است با فرسخى كه چهار هزار ذرعى است . پس انصاف اين كه قائل شدن به معراج جسمانى ملايمت نمى كند با اين مقدار از توقيت ، و اعتذار از آن با روحانى بودن آن هم مسمن و مغنى از جوع و گرسنگى نيست ، علاوه بر نبودن فضيلت در آن [ و ]چنانچه دانستى احتياج نمى شود با او به تحريك حلقه در تا كه از حركت ساكن نشود ، بلكه با آن به براق و رفرف بلكه به جبرئيل و غير او احتياج نباشد . و از اين جا براى تو ظاهر مى شود نبودن ملايمت و مناسبت ميان دو عبارت دعا بنا به نسخه مجلسى قدس سره ؛ زيرا به درستى كه تسخير براق حاجت نيست وى را با عروج روح ، پس آن از جمله قرينه هاى سياقيه است بر نسخه ديگر به اين كه عبارت ، « وعرجت به » باشد ،
[١] با اين عبارت در مصادر يافت نشد .[٢] سوره نمل ، آيه ٤٠ .