ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٧٨
يعنى اين دو انتفاع با همديگر طرف نسبت نيستند ، چه نسبت ، خاك را با عالم پاك ؟ ! و در صورتى كه بر فقدان آن مفقود از پدر يا برادر يا پسر اظهار درد و غم نمايند ، بايد ؛ به جهت فقدان وجود شريف آن حضرت به طريق اولى بيشتر از امثال آن درد و غم به مقام ظهور بيارند ؛ به جهت كثرت انتفاع با اين وجود ، و قلّت انتفاع با وجود آنها در موقع مقايسه ، و حال آن كه قابل قياس نيستند . در «باب استحباب استشعار الحزن في العيدين لاغتصاب آل محمد حقّهم» از كتاب وسائل [١] ، از كتب اربعه [٢] و علل الشرائع [٣] با اسانيد معتبره نقل كرده [٤] كه حضرت باقر عليه السلام به عبد اللّه بن دينار فرمود : اى عبد اللّه ! هيچ روز عيدى براى مسلمانان روى نمى آورد ـ خواه عيد فطر و خواه عيد قربان ـ مگر آن كه خدا براى آل محمد غم هاى آنها را در آن عيد تازه مى گرداند . عرض كردم : چرا ؟ فرمود : براى اين كه حقّ خود را در دست ديگران مى بينند . در مستدركِ همين باب از مستدرك الوسائل [٥] كه منطبق با ص ٤٣٢ از جلد اول كتاب مذكور مى شود گفته : شيخ أبو عمرو كشى در رجال خود از احمد بن ابراهيم قزوينى از بعضى از اصحاب ما روايت كرده كه : معلّى بن خنيس رحمه اللههر وقت كه روز عيد مى شد ژوليده مو و گردآلود با نهايت انكسار و افسردگى به صحرا مى رفت و هنگامى كه خطيب بر بالاى منبر مى رفت دست هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده و عرض مى كرد : خدايا ! اين جا ـ يعنى جاى خطيب ـ جاى دوستان و برگزيدگان و موضع امينان توست كه ايشان را به آن مرتبه و مقام اختصاص داده اى ، آن مقام را از ايشان گرفته اند ، تقدير اشياء در يد قدرت توست ، قضاى تو را چيزى غالب نمى آيد و از تدبير محتوم تو تجاوز نمى توان كرد ، به هر طور
[١] وسائل الشيعة ، ج ٧ ، ص ٤٧٥ ، ح ٩٨٩٨ .[٢] تهذيب الاحكام ، ج ٣ ، ص ٢٨٩ ، ح ٨٧٠ ؛ الكافي ، ج ٤ ، ص ١٦٩ ، ح ٢ ؛ كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج ١ ، ص ٣٢٤ ، ح ١٤٨٤ و ج ٢ ، ص ١١٤ ، ح ٤٨٧ .[٣] علل الشرائع ، ج ٢ ، ص ٣٨٩ ، ح ١ ، باب ١٢٦ .[٤] در ص ٤٧٤ از چاپ امير بهادر وسائل . ( منه ) .[٥] مستدرك الوسائل ، ج ٦ ، ص ١٤٦ ، ح ٦٦٦٠ به نقل از رجال الكشي ، ص ٣٨١ ، ح ٧١٥ ؛ نيز در بحار الأنوار ، ج ٩٠ ، ص ٣٦٩ ، ح ١٩ .