ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٣٣٣
داشته وبه تهيه سازمان آن پرداخته اند. پس والد مرحوم قلم را برداشته و صورت منام را و كيفيّت صدق آن را در خارج در همان روز يعنى روز فرداى شب رؤيا به طور اجمال نوشت و در آن جا اين را نيز يادداشت كرد كه از اين واقعه ظاهر مى شود امام عليه السلام كه نظر رحمتى به شيعيان و دوستان خود دارد و علاقه خود را از ايشان نبريده است ، و از آن حضرت عليه السلام اين اميد را داريم كه به شما نيز يارى كند و شما را بر دشمنتان غالب گرداند چنان كه در اين و اقعه همين معنى را به ظهور رسانيد ، و از اين قبيل چيزها كه به وسيله آن ها دلها آرامش مى يابد و انشراح صدور به عمل مى آيد در آن نامه درج كرده و حاكم ، آن را گرفته با قاصد به لشگرگاه نايب السلطنه فرستاد .
رؤياى دوم :
چون دل هاى سلماسيان از غم و اندوه عارض از ناحيه كردها و سوء قصد و قتل و غارت ايشان آرميد ، آغاز به مذاكره ديگرى كه ضعف لشگريان ايران و كم استعدادى و كم جماعتى آنها و قوّت سپاهيان عثمانى و شوكت ايشان و بسيارىِ عدّه و عدّه آنها باشد نمودند و روز به روز امثال اين خبرها منتشر مى شد كه اينان ضعيف و ناتوان و آنان قوى و توانا هستند ، تا آن كه مردم به غلبه ايشان و فتح آنها كشور ايران را قطع نموده و بدين جهت اندوهگين و غمناك ، گرديدند تا آن كه در يك شب ديگر گروهى از و جوه شهر پيش والد مرحوم گرد آمده و به مثال اين كلمات پرداختند و بر تاب نياوردن سپاه ايران در مقابل دشمن افسوس و حسرت مى خوردند و مى گفتند كه : اگر عثمانيان بر شهرهاى ايران دست يابند بدتر از آن رفتارى را كه فرعون با بنى اسرائيل داشت نسبت به اهالى اين كشور عملى خواهند نمود ؛ به جهت آن كه عداوت مذهبى دارند و نسبت به دوستان اهل بيت نبوّت كينه خود را ظاهر خواهند كرد . از اين نقطه نظر با حالت تألّم و تأسف و حزن و اندوه متفرّق گرديدند و والد مرحوم نيز اندوهگين و غمناك به جاى خواب خود برگشته و با حالت غوطه ورى در درياى فكر به خواب رفت .