ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٩٤
جهت بلقيس ملكه سبا با ايشان مشورت نمود و طلب رأى صواب از آنان كرد گفت : « يَـأَيُّهَا الْمَلَؤُاْ إِنِّى أُلْقِىَ إِلَىَّ كِتَـبٌ كَرِيمٌ » [١] آيه . شتّى : جمع شتيت ـ مانند مرضى كه جمع مريض است ـ يعنى : متفرقه و پراكنده . تُنجز : از انجاز يعنى وفا و قضا براى آنچه وعده كرده شده . عدات : جمع عدة ، اصل آن وعد ، پس تاء از واو عوض آورده شد ، مانند لفظ هبة و سمة كه وهب و وسم بوده .
اعراب :
جمله « و الملأ أمامه » [الملأ] مبتدا ، و أمامه ظرف مستقرّ متعلق به عامل مقدّر خبر آن است ، و اين جمله حاليّه است يعنى : پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود همين كلام را و حال آن كه جمع بسيارى از اشراف و بزرگان در پيشش بودند ، آن قدر كه هفتاد هزار را نزديك مى شد . « إِلاَّ أَ نَّهُ لاَ نَبِيَّ بَعْدِي » استثناء مفرَّغ است و تقدير كلام چنين [ است ] كه على از من به منزله هارون است از موسى در جميع حيثيات يا اشهر آنها ، مگر در نبوت ، براى نبودن نبوّت پس از من ، پس آن از قبيل اقامه سبب به مقام مسبب است ، و مستثنى منه محذوف است ، پس بنا به اوّل دلالت مى كند بر عموم منزلت ، و بنا به دوم در اوصاف شايعه و به زودى توضيح همين كلام مى آيد . قولش : « مُبْيَضّةً وُجُوهُهُمْ » با نصب مبيضة بر اين كه حال باشد از فاعل ظرف و همان ظرف « على منابر » است ، يا از ضمير متعلّق آن كه محذوف و راجع به شيعه است . [قولش :] « حَوْلي » يا حال است نيز به اعتبار معناى احاطه ، يا خبر بعد از خبر است براى لفظ « شيعتك ».
معنى :
قولش : « فقال و الملأ أمامه : من كنت مولاه » اشاره به آن است كه فرمود آن را روز غدير در محلّ حضور هفتاد هزار از وجوه و اشراف از اهل مدينه و اطراف بعد از تمهيد مقدمه و تقديم عبارتى كه براى بيان مراد مانند قرينه است ، پس فرمود : « أ لست أولى بكم من أنفسكم » آيا من اولى نيستم به شما از نفس هاى شما؟ عرض كردند : بلى ، پس فرمود :
[١] سوره نمل ، آيه ٢٩ .