ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٣٥٠
در ص ٧٦٧ از دوم اقيانوس گفته : الرّصيف : رصافه دن و صفدر متين و محكم نسنه يه دينور ، يقال : «عمل رصيف» . أي بيّن الرّصافة محكم و بركمسيه عملده معارض اولان ، يعنى آنك ايشلديگى كبى ايشلر اولان آدمه اطلاق اولنور رصفه معنا سند ندر ، يقال : «هو رصيفه» أي يعارضه في عمله ، و برنسنه ايله يا خود بر كمسه ايله دائما الفت ايدن آدمه دينور كه قالدرم طاشى كبى اكا متّصلدر ، يقال : «هو رصيفه» أي يألغه و لا يفارقه . نگارنده گويد : از ملاحظه اين بيانات معلوم شد كه در فهم عبارت ابن عباد ، اهل لغت دو دسته شده اند : يك دسته مفهوم هر سه جمله فعليه را يك معنى دانسته و به قول خودمان حاصل معنى اين است كه : فلان كس آينه تمام نماى اوست در رفتارش و كارش ( به عبارت ساده امروزى يعنى كوپيه او ) . و دسته ديگر دو معنى از عبارت مذكور فهميده اند . آنچه به نظر بعد از تأمل و تحقيق مى رسد : حق با دسته اول است يعنى مراد از اين عبارت القاى يك معنى است كه حاصلش اين است : الحريف الموافق و الأليف الغير المفارق ، يعنى هم پيشه هم رفتار و دوست مفارقت برمدار . و استاد محترم آقاى قزوينى به قرينه سياق ، معنى محكم و استوار را مناسب تر و زيبنده تر مى ديد . بعد از آن كه گمان تصحيف بنده را تقويت و تصديق و عدم توافق بيان مجلسى را با بيانات اهل لغت تصديق فرمودند و صحت هر دو معنى را به لفظ مزبور مناسب ديدند فرمودند كه : «معنى محكم و استوار به قرينه « أثيل » به نظر من مناسب تر مى آيد» . پس در هر صورت روشن شد ـ الحمد للّه ـ كه كلمه مصحّف است و معنى همان است كه بيان شد ، مع ذلك نمى شود قطع به صحت اين ظنّ پيدا كرد . بنا براين سزاوار است كه داعى ، كلمه را به هر دو وجه قرائت كند ، و « لَعَلَّ اللَّهَ يُحْدِثُ بَعْدَ ذَلِكَ أَمْرًا » . بعضى از فضلاى سادات ( آقاى شبسترى ) در معنى «نصيف شرف لا يساوى» مى گفت : مقصود از نصيف نصف است و «لا يساوى» و صف آن است يعنى «نصف غير معادل شرف» يعنى اگر شرف را دو قسمت كنند او قسيمى و نصف ديگر