ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٣٤٧
محمد بزوفرى و او گفته است ... ـ تا آخر حديث ـ . نگارنده گويد : كفعمى نيز همين نماز را بدون سند نقل نموده است . همين نماز را در ص ١٨٤ از مكارم الأخلاق به اين عبارت : صلاة الكفاية : عن أبي عبد اللّه الحسين بن محمد البزوفري مرفوعا قال : من كانت له حاجة إلى اللّه تعالى ... الخ . در ص ١٢٣ از مكارم الأخلاق چاپ مصر كه در سنه ١٣١١ در مطبعه ازهريه مصريه چاپ شده، سند راسرقت كرده و گفته: من كانت له حاجة... الخ بعد از عنوان صلاة الكفاية. راجع به امام زمان عليه السلام در موقع تشبيه روى او به آفتاب قابل نقل است و اشعار را در ص ٤٠٢ فرج بعد الشدة [١] در مقصدى غير از اين نقل كرده است : اى كرده چو خورشيد رخت جلوه گرى شايد كه به چشم لطف بر ما نگرى چون شام سيه گليم باشم من اگر چون صبح كنم راز تو را پرده درى در جُنگى كه تاريخ آخرين صفحه آن و نام ونشان مؤلف و مدوّن آن به قرار ذيل است گفته: قد تمّ كتبه في شهر رجب المرجب من سنة ألف و مئة و ثلاثين بقزوين على يد أقل الخليقة خليل بن محمد زمان القزويني [٢] عفي عنهما بالنبيّ والوصي عليهما وأولادهما السلام.
[ معراج در كلام حسام الدين لاهيجى]
در هر صورت عبارت اين است : من رسالة التوضيحات لحسام الدين اللاهيجى : معراج حقّ است ، جمهور بر آن اند كه به جسد بود ، طايفه اى برآن اند كه به روح بود . واضح آن است كه حضرت را دو نوبت عروج شده ؛ يكى به روح پيش از بعثت ، و ديگرى به جسد بعد از بعثت ، و عروج اوليا به روح است نه به جسد . و علاّمه در شرح حكمت اشراق اين مرتبه را به افلاطون نسبت داده كه در خلوت ، او را روى نموده و در مقام ديگر از فيثاغورس نقل مى كند كه او را عروج واقع شده و الحان موسيقيّه را از اصطكاكات افلاك و حركت وضعيّه كواكب استنباط نموده . و صاحب اشراقات در تلويحات بعد از آن كه اين معنى را از افلاطون نقل نموده ، از معلم او حكايت مى كند و بعد از آن مى فرمايد كه :
[١] «خرج به برداشته» اسم كتاب است . ( منه ) .[٢] شايد ملاّ خليل شارح كافى باشد . ( منه ) .