ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٨٣
عيد همين [١] است كه اول بكشى تيغ دو سر را [٢] بكشى دشمن دين را بفرستى به جحيم پرده بردار تو اى نور خدا از رخ زيبا كه به طور طربت سجده كنيم همچو كليم تويى آن عيسى جان بخش كه در روز ظهور از دمت زنده شود رقص كنان عظم رميم [٣] در باب مظلوميّت اهل بيت از جلد اول مناقب كه به عنوان «باب ظلامة أهل البيت عليهم السلام» معنون است ص ٣٨٤ گفته : و كان الصادق عليه السلام يتمثل : لآل المصطفى في كل عام يجدّد بالأذى زفر جديد [٤] شارح گويد : مضمون بيت دوم و سوم و چهارم از اين بيت زيرين به طور احسن نظم شده است : الدهر لي مأتم إن غبتَ يا أملي و العيد ما كنت لي مرئى و مستمعا [٥] شيخ بهايى قدس سره بيتى در بعضى از اعياد بر حسب اقتضاى حال گفته و در چند جا از كشكول آن را ذكر كرده و به خود نسبت داده است . آن بيت مناسب تمثّل افراد شيعه در اعياد اربعه است ، و آن اين است : عيد و هر كس را ز يار خويش چشم عيدى است چشم ما پر ز اشك حسرت دل پر از نوميدى است [٦] ابن حمّاد گفته :
[١] كذا كان . ( منه ) .[٢] در نسخه اى « را » نبود . ( منه ) .[٣] از وزن اشعار بايد خبر گرفت . ( منه ) .[٤] مناقب آل أبي طالب عليهم السلام ، ج ٢ ، ص ٥٣ .[٥] قائل بيت معلوم نشد ، شيخ بهايى در اوايل جزء اول كشكول (ص ٢٦ چاپ حاج نجم الدوله) گفته : لبعضهم : أحرى الملابس أن يلفى الحبيب بهيوم اللقاء هو الثّوب الذي خلفا الدهر لي ... الخ . ( منه ) .[٦] در ص ٤٦ و در ص ١٢٥ از چاپ دوم نجم الدوله و در جاى ديگر نيز مندرج است . ( منه ) .