ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٤٥
از مردان بنى هاشم كه به زيارت آن حضرت آمده بودند ملاقات كردند و در يك وقت به آن جا رسيدند ، پس مشغول نوحه و زارى شدند و بناى تعزيه دارى را گذاشتند و زنان قبايل عرب كه در آن اطراف بودند جمع شدند و چند روز در آن جا به اين شغل عزادارى مشغول بودند . پس مى گوييم : سيد معظم مذكور ، جليل القدر ، عظيم الشأن ، صاحب كرامات باهره و مناقب فاخره است در نزد كافه علماى اعلام ، و مؤلفات و تصانيفش مقبول و مطبوع اساتيد و ارباب فن ، و ليكن مخفى نيست بر متدبّر منصف كه مؤلَّفات بزرگان دين ـ چه در مطالبى كه محتاج به فكر صائب و نظر ثاقب است و چه در امورى كه متوقف بر طول باع و تثبّت و اطلاع است ـ در امتداد عمرشان همه بر يك وتيره و نسق نباشد . كتابى كه در اوايل تحصيل و سن شباب نويسند در اتقان و ضبط و جامعيت غالبا مشابهتى با آنچه در ايام تكميل و اواخر عمر تأليف نمايند ندارد ، اگر چه در ذهن چنان مى آيد كه هر كتابى به هر عالمى نسبت دهند در زمان جلالت و بزرگى كه به تدريج شهور و سنين به آن جا رسيده تأليف نموده و حال آن كه چنان نيست ؛ چنانچه پوشيده نيست بر ناظر در مؤلفات اوايل سن ايشان و اواخر آن .
[ تأليف ابن طاووس لهوف را در سنين جوانى]
و اين سيد جليل ، كتاب لهوف را در اوايل سن تأليف نموده ، و شاهد بر اين دعوى ، دو چيز است : اول آن كه : طريقه ايشان در تمام مؤلفات كه موجود و علما از آنها نقل كنند بر ذكر مأخذ نقل و سند روايت است به قدرى كه ميسور بود و بر آن و اقف شدند ، به خلاف سيره ايشان در اين كتاب و كتاب مصباح الزائر كه در اين دو ذكرى از مأخذ و سند نيست ، و وجهى جز عدم اتقان تام در آن ايام و قلّت اطلاع ندارد . و از لهوف مختصرتر تأليف دارد مثل مجتنى و در آن جا ابدا نقلى بى ذكر مأخذ و مستند نكرده . پس اگر در نقل آن كتاب ايرادى شود منافات با بزرگى مقام و طول باع و كثرت اطلاعشان در احاديث و آثار ندارد ؛ زيرا كه آن درجات بعد از آن به تدريج پيدا شده . دوم آن كه : سيد معظَّم مذكور در كتاب اجازات چون در مقام ذكر مؤلفات خود برآمدند تصريح نمودند كه : «من كتاب مصباح الزائر را در اوايل تكليف نوشتم» ، و در اول لهوف