ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ٢٠٦
به ملك طويل و سلطنت تامّه در دنيا و آن سلطنت آل محمد است . قول او : « و سبحان ربّنا » و سبحان ، مفعول مطلق نوعى است يعنى : تسبيح مى كنم مثل تسبيح رب خودمان ( مثل تسبيحى كه خدا ذات خود را به آن تسبيح كرده ) ؛ چنانچه ابن هشام گفت ؛ زيرا كه هر تسبيح پسنديده نيست و هر تنزيه مرضىّ نه ، اين معنى در آن وقت است كه مصدر مبنى به فاعل باشد ، و اگر مبنى به مفعول شود پس معنى واضح است يعنى : تسبيح مى كنم تسبيح ربّ معبود به حق ( مثل آن تسبيحى كه مخلوقات براى رب معبود به حق مى كنند ) نه معبودات باطله . قول او : « إن » در « إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا » مخفَّفه از مثقَّله است و به همين جهت لام در خبر كان [ لمفعولاً ] كه بعد از آن واقع است داخل شده .
بلاغت :
قول او : « حَبْلَ اللّهِ الْمَتِينَ » تعبير به حبل از اميرالمؤمنين عليه السلام استعاره مصرّحه است كه «مشبّه به» ذكر شده و اراده كرده شده به آن «مشبَّه» ، و وجه شبه اسباب نجات بودن او است از غرق و حرق در مضيق بئر ( در تنگناى چاه ) و لجّه بحر و وسط دريا ، مانند غريق كه به هر گياه خشك و خس و خاشاك چنگ مى زند ، پس وقتى كه به حبل قويم و متينى تمسك نمود و به ريسمان با دوام و محكمى چنگ زد منفصم نمى شود و گسيخته نگردد و مى رساند او را به ساحل و نجاتش مى دهد و از موت و مرگ مى رهاند ، پس آن همان نجات مسبب از اعتصام به حبل است . پس همچنين غرق شونده در ظلمت هاى جهل و كفر ، نجات نيابد مگر به اعتصام به اسباب هدايتى كه از جانب خداى تعالى نصب كرده شده است ، و همين است معنى انتساب به خدا ؛ زيرا كه اين حبل از جانب خداى تعالى آماده شده است . و قول او : « متين » استعاره ترشيحيّه است براى بودن آن از ملائمات «مشبه به» چنانچه انشاب ( در بردن ناخن به چيزى ) از ملائمات اظفار است در « أنشبت المنيّة أظفارها » فرو برد مرگ چنگال ها و ناخن هاى خود را . و همچنان است كلام در « صراط » پس آن استعاره مصرّحه است چنانچه « مستقيم » استعاره ترشيحيه است ، و وجه شبه در تشبيه على عليه السلام به صراط ، موصل به مطلوب بودن