ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٨
كتاب سابق خود [١] . اينها همه را مى بينى با اين كه ممكن است از روح ، جسم اراده شود به طورى از تأويل ، يا به جهت لطافت آن حتى اين كه وى را سايه نبود بنا به آنچه همان از خصايص بدن شريف اوست ، پس استعاره كرده شده او را روح ، يا براى بودنش در منزله روح عالم امكان چنانچه امام قلب عالم است ، يا به غير اينها از تأويلات و هر چندى كه بعضى از آنها بارد شود ، به تحقيق پناهنده گردانيد ما را به آن ضيق خناق و سخت گلو گير شدن براى فرار و گريختن از مخالفت آنچه اتفاق نموده اند به آن فرقه ناجيه اماميه ، بلكه در هدية الزائرين ادّعا كرد جسمانى بودن معراج را از ضروريات دين ، و در آنچه ذكر كرديم آن را ، كفايت هست براى كسى كه تدّبر نمايد يا گوش بدهد و حال آن كه او حاضر [ به ] شنيدن است ، و كسى كه قرار ندهد خدا برايش نورى پس نيست و نباشد مر او را هيچ نور . و اكنون برمى گرديم به بيان باقى فقرات : قول او در دعا : « و قلت : « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا » . شارح مى گويد : هر چند كه قرب و نزديكى اقتضا مى كند عطف اين جمله را بر جمله « بوّأته » ، اما آن صحيح نيست ؛ براى آن كه معطوف عليه در مكّه است چنانچه اشعار مى كند به آن ما بعد همان « و جعلت له و لهم . . » و آيه تطهير در مدينه نازل شده ؛ به جهت اتفاق مفسّرين بر اين كه نازل شده ؛ همين آيه در بيان شأن محمد و على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السلام ، حتى آن كه اميرالمؤمنين عليه السلام احتجاج فرموده به آن در موارد عديده و مواضع متعدده در ميان جمعى از مهاجرين و انصار ، پس منكر نشد بر او احدى از ايشان و نفرى از آنان . از احتجاجات آن چند موضع است آنچه در اكمال الدين مروى است كه اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود در ميان جمعى از مهاجرين و انصار در مسجد در زمان خلافت عثمان : اى مردم ! آيا مى دانيد آن كه خداى عزوجل ، نازل فرمود در كتاب خود : « إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا » [٢] ـ يعنى ـ اراده نكرده است خدا مگر آن
[١] هدية الزائرين (سنگى) ، ص ٥٠٧ ؛ المزار ابن مشهدى ، ص ٥٧٥ ؛ مصباح الزائر ، ص ٤٤٧ .[٢] سوره احزاب ، آيه ٣٣ .