ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٦
اصلى ، ممكن است اندفاع استبعاد به ملاحظه نظاير آن [واقع گردد] ، پس چنانچه صعود و بالا رفتن كالبد عنصرى بر زعم خصم و گمان دشمن به اين مسافت دور شمره شده است بلكه محال دانسته اند بر اعتقاد خودشان ، پس همچنان است هبوط و فرود آمدن جسم لطيف به زمين در اين مدت مانند جبرئيل و روح و ساير ملائكه در كمتر از اين مدت . اگر بخواهى پس ملاحظه كن حركت فلك الافلاك يا عرش را به لسان شرع ؛ چه به درستى كه سير و مسير آن بزرگوار در معراجش محدود به آن است ، حتى اين كه شبهه مسئله خرق و التيام با همين مطلب مندفع است . زيرا كه بطلان آن بر تقدير تسليم منحصر در فلك است كه جهات را محدّد است و همان فلك اطلس يا فلك الافلاك است ، و آن بر معتقد قدما حركت مى كند حركت تامّه يعنى تمام دوره اى ، و به ثبوت رسيده در هندسه اين كه نسبت قطر به محيط مانند نسبت واحد است به سه و يك سُبع ، و بنا بر اين پس نسبت نصف قطر ـ و آن مسافت سير اوست از زمين تا به فلك الافلاك ـ تا نصف محيط ـ يعنى مسير جزئى از منطقه در ليله و احده معتدله نيز ـ مانند نسبت و احد به سه و يك سبع است ؛ براى ضرورت و بداهت عدم تفاوت نسبت زمانى كه قسمت كرده شود دو طرف نسبت بر عدد و احد ، مثلاً وقتى كه نسبت چهار به دوازده به ثلث شد پس همچنين نسبت محفوظ است اگر هر طرف قسمت كرده شود بر دو ، يعنى نصف هر يكى از آنها ، يعنى نسبت دو بر شش ؛ چنانچه آن قضيه تناسب هندسى است ، پس مدت سير كمتر از ثلث شب مى شود بنا به آنچه در بعضى از روايات است . و اگر بخواهى پس ملاحظه كن اِبصار ( ديدن ) را بنا به قول به خروج خط شعاعى از بصر ( چشم ) [ كه ]منطبق شود قاعده مخروط به مبصَر ( ديده شده ) و حال آن كه سر آن در بصر است ، پس زمانى كه زحل و مريخ را مثلاً ديدى ، پس چگونه خارج شده خط و در اين مسافت بعيده به مبصر متصل مى شود . و به تحقيق شناختى و دانستى آنچه را كه مؤيد همين مطلب است در وصول شعاع و سير آن در هر ثانيه پيش از اين . و اگر بخواهى پس ملاحظه بكن حركت برقيّه الكتريكيه را چگونه خبر مى دهد و مخابره مى كند آن كه در شهر و بلده رضائيه ( اروميه ) است به كسى كه در تهران است به خطوط