ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٥
يا تأويل به آنچه به زودى مى آيد إن شاء اللّه . پس تعيّن يافت بر قول به وقوع معراج و جسمانيّت آن به آسمانها التزام به بودن آن در تمام شب ، چنانچه ظاهر اطلاق آيه است آن موقع كه فرمود : «أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً» [١] چه به درستى كه ظهور ليل از حيثيت اطلاق آن ، در تمامى ليل است ، چنانچه ظهور « عبد » در جسم است با روح نه روح تنها ، پس مستفاد مى شود از همين آيه جسمانى بودن معراج ، و در شب در آن اندازه كه قريب مى شود به تمام آن ، يا در آن مقدار كه قريب مى گردد به ثلث شب ؛ چنانچه ظاهر بعضى اخبار همين است ، و از آن خبرها است خبر سابق مروى از احتجاج . و سير به سوى ما فوق هفت آسمان در مثل شبى يا ثلث آن [ بوده ] با بودن ثخن و سطبرى هر آسمان سيرگاه و مسيره پانصد سال و فصل و فاصله ميان هر آسمان با ديگرى همچنين بنا به بعضى اخبار ، [٢] با مجموع فواصل مقدار سير پنجاه هزار سال چنانچه گذشت در بعضى اخبار [٣] ، و آن مطابق است به بودن مسافت بين آفتاب و زمين هفتاد و دو ميليون از فرسخ بنا به آنچه ذكر كرديم آن را در سابقاً . نقل شده از بعضى علماى اروپا براى اين كه مسيره يوم غالباً هشت فرسخ است ، و خارج تقسيم اين عدد گذشته بر هشت ، نه ميليون از روزها است ، و خارج تقسيم همين بر سيصد و شصت ، بيست و پنج هزار از سالها است ، و آفتاب در وسط مانند «شمسة القلاده» است ، پس ضِعف ( دو برابر ) عدد مذكوره پنجاه هزار سال است چنانچه ـ معصوم سلام اللّه عليه ـ به آن خبر داد ، و همين فخر كفايت مى كند ايشان را آن موقع كه خبر دادند به آنچه فهميد آن را استادان و حذاق علماى اين عصر به چهارده قرن پيش از اين تا به غير آنها از آنچه بيان كرد آن را اهل بيت عصمت و نفهميد اكثر آن را علماى عصر مگر كمى بعد از مداقّه عميقه . و هر طور بوده باشد ، پس اين استبعاد و دور شمردن از حيثيت وقوع سير [ اين ]مسافت پنجاه هزار سال است در يك شب يا ثلث آن براى جسد عنصرى و بدن طبيعى و
[١] سوره اسراء ، آيه ١.[٢] الأمالي للصدوق ، ص ٤٣٥؛ المجازات النبوية ، ص ٣٤٩ ؛ الاختصاص مفيد، ص ٣٦٤؛ بحار الأنوار ، ج ١١ ، ص ٢٧٧ .[٣] الكافي ، ج ٨ ، ص ١٤٣ ، ح ١٠٨ ؛ شرح اُصول الكافي ، مازندرانى ، ج ١٢ ، ص ١٤١ ؛ الأمالي للطوسي ، ص ١١١ ؛ بحار الأنوار ، ج ٧ ، ص ١٢٣ .