ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٢
در معراج محال شمردن خرق و التيام در عوالم افلاك است ، پس چگونه پيغمبر صلى الله عليه و آله با بدن عنصرى اش به سماوات بلكه ما فوق آن صاعد مى شود با اين كه امتداد بسيار است ؟ ! پس بنا به مستفاد از خبر مروى در احتجاج از اميرالمؤمنين عليه السلام درباره ذكر پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود : سير داده و برده شد آن حضرت از مسجد حرام تا مسجد اقصى سيرگاه و مسيره يك ماه ، و عروج داده شد به او در ملكوت سماوات مسيره پنجاه هزار سال در كمتر از ثلث شبى تا كه به ساق عرش منتهى گشت [١] . و آن موافق است آيه [ اى ] را كه در سوره معارج است : « تَعْرُجُ الْمَلَئِكَةُ وَ الرُّوحُ إِلَيْهِ فِى يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ [خَمْسِينَ ]أَلْفَ سَنَةٍ » [٢] يعنى بالا مى روند ملائكه و روح به سوى او در روزى كه مقدار آن پنجاه هزار سال باشد . و براى اين استبعادات ، جمعى ملتزم شدند به عدم جسمانى بودن معراج حتى اعرابى شان ( محيى الدين ) گفت : عنصر خاكى اش را در كره خاك و آبى اش را در كره آب و هوايى اش را در كره هوا و آتشى اش را در كره آتش انداخت و با روحش بالا رفت . و به تحقيق اين قائل از امثال آن معراج روحانى براى نفس خودش هزاران هزار را ثابت كرد . و شايد متوهمى درستى اين اعتقاد را از بعضى نسخه هاى دعاى ندبه چنانچه در زاد المعاد است آن جا كه گفت : « عَرَجْتَ بِروحِهِ » ( به معراجش بردى با روحش ) توهم كند [٣] ، و اما انصاف اين كه قائل شدن به معراج نبى ، يك مرتبه يا دو مرتبه از اين قبيل و اثبات آن هزاران هزار مرتبه براى اعرابى بلكه براى هر خوابنده بنا به آنچه خداى تعالى فرمود : « اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا » [٤] ـ بلكه نماز [ كه ] معراج مؤمن است هر روز پنج مرتبه ـ دور از مروت و مقرون به اعتساف و كج رفتارى است . و اما استبعادات ، مادامى كه به حد استحاله عقليّه نرسيده است پس مانع نيست ، و چنان كه معتقد ما در معاد اين كه آن جسمانى است و ثواب و عقاب در قيامت بر همين
[١] الاحتجاج ، ج ١ ، ص ٣٢٧ ؛ بحار الأنوار ، ج ٣٢٠ ، ح ١٦ .[٢] سوره معارج ، آيه ٤ .[٣] زاد المعاد ، (سنگى) ، علامه مجلسى ص ٤٥١.[٤] سوره زمر ، آيه ٤٢ .