ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٨٠
ملك به ملك الموت گفت : چرا رو ترش كرده اى ؟ گفت : تعجب مى كنم ؛ زيرا كه در زير عرش بودم ، حق تعالى امر كرد كه قبض روح ادريس بكنم در ميان آسمان چهارم و پنجم ، چون ادريس اين سخن را بشنيد بر خود لرزيده و از بال ملك افتاد و ملك الموت در همان جا قبض روحش كرد ؛ چنانچه خداى تعالى مى فرمايد : « وَ اذْكُرْ فِى الْكِتَـبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُ كَانَ صِدِّيقًا نَّبِيًّا » [١] . و در حق عيسى فرمود : « وَمَا قَتَلُوهُ وَمَا صَلَبُوهُ وَلَـكِن شُبِّهَ لَهُمْ » [٢] إلى قوله « بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ » [٣] إلى السماء الرابعة و در خبر است : ملائكه ناله كردند وقتى كه او را ديدند و حال آن كه جامه هاى درشت را پوشيده و در دنيا از علايق دنيويه از مال و عيال و اولاد و مسكن و غير اينها عارى شده ، پس خداى تعالى به ايشان وحى فرستاد اين كه تفتيش و جستجو كنيد ، پس وقتى كه تفتيش و تجسّس نمودند ، با او سوزنى يافتند ( و آن را هم برداشته بود ) تا بدوزد به آن دريدگى و پاره شدن پيراهنش را ، پس خداى تعالى فرمود : اگر اين كه او را علاقه به دنيا به قدر اين سوزن نبود هر آينه تا به آسمان هفتمش برداشتمى [٤] . شارح مى گويد : از آن جا كه ما را علايق به دنيا از زمين هفتم و ثرا تا به آسمان هفتم و ثريا است به همين جهت به قدر و اندازه سوزنى برداشته و بلند كرده شده نمى شويم ، اما پيغمبر ما خاتم انبيا ، چون كه قلب شريفش به علايق دنيا متعلق و علاقه دار نگرديد ، پس خدا به فضيلت معراج مخصوصش نمود ، چنانچه به او اشاره كرده در سوره اِسراء ، أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم : « سُبْحَـنَ الَّذِى أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلاً مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَا الَّذِى بَـرَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ ءَايَـتِنَآ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ » [٥] (يعنى منزه است پروردگارى كه بنده خود را يك شب از مسجد حرام تا مسجد اقصى ـ چنان مسجدى كه اطراف آن را با بركت نموديم ـ برد براى اين كه بنماييم به او از آيات بزرگ تر خودمان) . و در معراجش اختلاف كرده اند از حيثيت «كمّ و كيف و وضع و اَيْن و متى و جِده» : پس اختلاف «كمّى» : از حيث واقع شدن معراج است يك مرتبه چنانچه آن متيقن است ، يا دو مرتبه چنانچه در خبر مروى در كافى از حضرت صادق عليه السلام قرار داشت
[١] سوره مريم ، آيه ٥٦ ؛ الصافي ، ج ٤ ، ص ٢٨٥ ؛ الكافي ، ج ٣ ، ص ٢٥٧ ، ح ٢٦ .[٢] سوره نساء ، آيه ١٥٧ .[٣] همان ، آيه ١٥٨ .[٤] با وجود جستجوى بسيار ، اين روايت را نيافتيم .[٥] سوره اسراء ، الآية ١ .