ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٧٤
و تعجب نيست از اين غفلت ، و اين غفلت از غفلت ثانى با تعجب تر نيست هنگامى كه گفت در وفات نبى صلى الله عليه و آله : به درستى كه او زنده است نمرده تا كه اوّل به خاطرش ( ثانى ) آورد و متذكّرش ساخت و ترسانيد وى را به نقل آيه « إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُم مَّيِّتُونَ » [١] . [٢] ( به درستى كه تو مرده اى (خواهى مرد ) و به درستى كه ايشان مردگان اند ) . و هر طور باشد ، به تحقيق در حياة الحيوان براى احمد بن حنبل در خصوص قائل شدن به قديم بودن قرآن ، كرامت ذكر كرده اين را كه عبد اللّه بن ورد گفت : رسول خدا را در رؤيا ديدم پس عرض كردم برايش : يا رسول اللّه ! شأن احمد بن حنبل چيست ؟ فرمود : بيايدت به زودى موسى بن عمران ، وقتى كه آمد از او بپرس [٣] ( حديث ) . به درستى كه آخر حديث بنا به آنچه نقل كرده هر چند از تمجيد احمد خبر مى دهد ، اما گمانم اين كه رؤيا كننده در آخر رؤيا سهو نموده ؛ زيرا كه حواله كردن رسول صلى الله عليه و آله كار احمد بن حنبل ـ كه منكر حادث بودن قرآن و مخلوقيت آن است ـ از ميان انبيا به موسى بن عمران ، اگر به جهت فضل باشد ، پس در ميانشان آن كس كه او فاضل تر شود هست مثل خليل عليه السلام ، و يا به سبب تقدم پس أبو البشر اقدم و پيش تر ، يا به جهت قرب پس روح اللّه از وى اقرب و نزديك تر است ، پس نيست مگر از براى كليم بودنش چون او را در امر كلام خصوصيتى هست ، و بعيد نيست اين كه همان خصوصيت حس كردن و دريافتن كلامش ( خدا ) از درخت بشود ؛ چنان كه اشاره كرد به آن در دعا : « وَ بَعْضٌ كَلَّمْتَهُ مِنْ شَجَرَةٍ تَكْلِيماً » ( و بعضى از ايشان سخن گفتى برايش از درخت سخن گفتنى ) در حالتى كه اخذ كننده است آن را از آيه شريفه در سوره قصص : « فَلَمَّآ أَتَاهَا نُودِىَ مِن شَـطِىءِ الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبَـرَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَـمُوسَى إِنِّى أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَــلَمِينَ » [٤] ( پس چون آمد موسى عليه السلام بدان آتش ، ندا كرده شد ـ يعنى ندا به او رسيد ـ از كنار رود كه از جانب راست موسى بود در جايى بركت داده شده از درخت ـ سمره يا عوسج يا عناب ـ يعنى آن شاطئ كه با يمن و بركت بود آن كه: اى موسى! به درستى كه منم خدايى كه پروردگار عالميانم ) ؛
[١] سوره زمر ، آيه ٣٠ .[٢] المحلى ، ابن حزم ، ج ١٠ ، ص ٢٩٧ ؛ الطرائف، ص ٤٥١؛ مسند أحمد ، ج ٦، ص ٢٢٠ ؛ صحيح البخاري ، ج ٤ ، ص ١٩٤ ؛ السنن الكبرى ، ج ٨ ، ص ١٤٢ ؛ فتح الباري ، ج ٨ ، ص ١١١ و ... .[٣] حياة الحيوان ، ج ١ ، ص ٧٤ .[٤] سوره قصص ، آيه ٣٠ .