ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٦٩
و به سوى اين اشاره كرده اميرالمؤمنين عليه السلام در آنچه نسبت داده شده به وى از ديوان : لا تخدعنّ فللمحبّ دلائل و لديه من نجوى الحبيب وسائل منها تنعّمه بما يبلى به و سروره في كلّ ما هو فاعل فريفته مشو ؛ زيرا كه مر محب را دليل ها است و نزدش از نجوا و راز حبيب وسيله ها است از آنها است به ناز زيستن و نعمت پنداشتن او به آنچه آزموده به آن و شادى اش در هر چه او فاعل آن است : فالمنع منه عطيّة معروفة و الفقر إكرام و لطف عاجل پس منع و ندادن دلخواه از آن محبوب ، بخشش نيكو است و فقر و درويشى كه آن را دوست دارد اكرام و لطف حاضر و نقد است . و بر اين طور است آنچه فرمود آن را أبو جعفر باقر عليه السلام وقتى كه عيادت فرمود جابر را و سؤال كرد از حالش و از آنچه مى خواهد ، جابر عرض كرد : اراده مى كنم ( ترجيح مى دهم ) رنجورى را بر تندرستى ، و نيازمندى را بر بى نيازى ، و مردن را بر زندگى ، پس فرمود ( حضرت ) : اما ما گروه اهل بيت نمى خواهيم مگر آنچه را كه خدا خواسته است ، پس اگر فقر و نيازمندى را بخواهد فقر مى خواهيم ، و اگر غنا و بى نيازى اراده كند پس غنا اراده مى كنيم و همچنين ، و اين است قول خداى تعالى : « لاَ يَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَ هُم بِأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ » [١] و « وَ مَا تَشَآءُونَ إِلاَّ أَن يَشَآءَ اللَّهُ » [٢] يعنى : پيشى نگيرند او ( خدا ) را قول و ايشان به فرمان او ( خدا ) كار مى كنند و نمى خواهند ( چيزى را ) مگر آن كه خداوند بخواهد . قول وى : « فَشَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ » يعنى ملزم نمودى ايشان را به ملازمه زهد و ورع ، ومستفاد مى شود معناى الزام از متعلق شدن « عليهم » به آن « شرطت » چنانچه معنى التزام از عبارت آينده كه « فَشَرَطُوا لَكَ ذلِكَ » باشد مستفاد است يعنى : ملتزم شدند به آنچه ملزم نمود ايشان را به آن، و همان است معنى عصمت بنا برآنچه بر آن است اماميه در حق انبيا و ائمه عليهم السلام. قول او : « وَ سَأَلَكَ لِسانَ صِدْقٍ فِي الاْخِرِينَ » اشاره به ابراهيم ـ عليه و على نبينا و آله السلام ـ [ است ] بنا بر آنچه حكايت شده از او در سوره شعرا آن جا كه از رب خود
[١] سوره انبيا ، آيه ٢٧ .[٢] سوره انسان ، آيه ٣٠ ؛ سوره تكوير ، آيه ٢٩ .