ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٦٤
مردم به اندازه قدر عقل هايشان ) ، پس متمكّن نشدند از آشكار كردن مراتب فصاحت و بلاغت با اشخاص مخاطبين سائلين از احكام ، براى نبودن قابليّتشان غالب اوقات تكلّم را مگر بر نحو واضح تر و آشكارتر به طريق ساده ، بلكه بسا وقتها به بيانات واضحه هم ملتفت نمى شدند ، پس كمالشان مذخور بود نزد ايشان [ و ]اتّفاق نيفتاد ايشان را موردى براى اظهار مذخوراتشان از مكنونات بلاغت مگر در امثال ادعيه و مناجات . پس بدين جهت ادعيه مأثوره از آنان ـ سلام خدا بر ايشان ـ قابل توجه بلكه غالب آنها محتاج به آشكار كردن و آگاهانيدن و اكثر آنها نيازمند به بيان در فهميدن و دانستن گرديد ؛ آيا نمى بينى «دعاى عديله» و «صباح» را كه متوقف است عبارات آنها به بيان در واضح كردن؟ و همچنين است «دعاى كميل» و «سمات» ، و هكذا ساير ادعيه محتويه بر عبارات مشكله و غامض عبارات ، و از اين قبيل است «دعاى ندبه» خصوصاً اواخر آن مشتمل است بر مطالب دشوار . و از معلومات است اين كه غرض از دعا و آن رسيدن به مطالب دنيا و اُخراست ، و حاصل نمى شود مگر پس از فهميدن معناى دعا ، و مانند قرائت در نماز نيست در تعلق غرض به الفاظ ، بلكه مقصود آن معنى است ، و «انشاء» جز اين نيست كه متعلق مى گردد معنى به آن و «فهميدن» معنى نيست طلب را پيش از تصور مطلوب ، بلكه آن مثل عاشق شدن و خود را عاشق پنداشتن يكى از پادشاهان گذشته است وقتى كه باب تعشق و قصه هاى بعضى از عاشقان را شنيد ، پس عاشق شد پادشاه بدون معشوق ، و گفت بعد از ماهى وزير را : براى من معشوقى طلب كن و بياب ؛ زيرا كه مدّت يك ماه است عاشق شده ام ! سوگند به عمرم به درستى كه تلاوت ادعيه مر طايفه عوام را ـ كه ابداً به معنى ملتفت نيستند ـ نيست در آن جهت نيكويى تا تدارك ديده شود به سبب آن وقتهاى مضيّقه ، بلكه بهتر امثال آنان را اين كه بخوانند پروردگار خود را به هر زبانى كه مى فهمند و مى توانند ؛ آيا نمى بينى اين كه صاحب سواد ناقص بسيار وقت ها بعضى عبارات را مى خواند پس عوض مدح ، قدح و عوض دعا لعنت مى شود؟! و شهرت يافته اين كه مردى از ناقصان ، زيارت حضرت سيد الشهداء ـ روحي له