ميراث محدث اُرموي - اشکوری، جعفر - الصفحة ١٢٤
التكليف و نشأة العمل . و اتصال يوم الغيبة بغده ـ و هو يوم الظهور ـ بانقضاء الغيبة ؛ إذ لا يتصل زمان بزمان إلا بانقضائه . قوله : « متى ترانا و نراك » يعنى متى تظهر بحيث تُرى علانيةً كسائر الأشخاص بمنظر من الخلق و مسمع ، و لكن بهيئة الرئاسة العامة قد نشرت لواء النصر . قوله : « تُرى » مفعول ثان أو حال عن الكاف في « نراك » ، أي : نراك مرئيا دائما على حالة الظفر و الغلبة .
الترجمة :
.جانم قربان تو اى كسى كه غايب است اما از ما بى خبر نيست ، جانم فداى تو كه دور است از اعمال ناپسنديده ما ، جانم فداى تو كه آرزوى هر شوقمند است كه آرزويش كرده از مؤمن و مؤمنه كه يادش كرده ناله مى نمايند ، جانم قربان تو كه هم عهد و توأمِ عزتى است كه بالا ندارد ، جانم فداى تو كه صاحب بزرگى است كه پاداش ندارد ، جانم فداى تو كه نعمت قديمى است [ كه ]شبيه ندارد ، جانم فداى تو كه پارچه شرافتى است [ كه ]برابر ندارد . تا چه زمان داد زنم در خصوص تو اى آقاى من ؟ تا چه زمان و كدام خطاب بلند را در حق تو بيان كنم يا عبارت مخفى را ؟ دشوار است به من كه جواب داده شوم از غير تو كه جايت را گرفته و مثل بچه سرم را پيچانند ، دشوار است به من كه به تو گريه كنم و مخلوق ، تو را خوار كنند ، دشوار است به من كه جارى شود بر تو عوض آنها آنچه جارى مى شود از زحمت استتار و محنت اضطرار . آيا يارى كننده اى هست كه در گريه با هم شده تا امتداد دهم به همراهى وى ناله و گريه را ؟ آيا جزع كننده اى هست تا كمك كنم به جزعش وقتى كه خالى شد ؟ { بنال بلبل اگر با منت سر يارى است كه هردوعاشق زاريم كارمازارى است } آيا به چشم كسى خار افتاده در اين قضيه غيبت تا چشم من هم همراهش شود ؟ آيا به سوى تو ـ اى پسر احمد ـ راهى هست كه به تو رسيده شود ؟ آيا متصل مى شود روز محنت ما به فردايش كه روز ظهور و سلطنت تو است تا با هم راه رويم ؟ كدام وقت وارد خواهيم شد به چشمه هاى تو كه سيراب كننده است تا سيراب شويم ؟