الذريعة إلى حافظ الشريعة - رفيع الدين محمد الجيلاني - الصفحة ٢٦٩ - باب حدوث العالم و إثبات المحدث
نمودن كه بيضها نغلطند و بر روى بيضه خوابيدن تا به حرارت غريزى بدن، زرده تخم را استحالات واقع شود و صورت جوجكى متكوّن شود و چون يكى از والدين بضرورت به طلب غذا رود، ديگرى بر روى بيضه نشيند تا وقتى كه صاحبش مراجعت كند و دانستن آنكه اگر او نيز بر خيزد تخم سرد مىشود و سرد شدن در اثناى تكوّن، موجب فساد جوهر ذات مىشود. و خالق رؤوف رحيم چنانكه جنين را از خون حيض و استحاضه تغذيه مىكند، از سپيدى تخم غذاى او را آماده و مهيّا كرده؛ زيرا كه نه اورا راهى به بيرون هست و نه ابوين را راهى به اندرون و چون به حدّ كمال رسيد و اجزاى بدنش تمام شد، افاضه روح و قلب مىشود بروى و پادشاه على الاطلاق حاكمى واليّى براى مملكت بدن او تعيين مىفرمايد و والدين او را به حرارت غريزى خود مىپر [و] رند و هر يك بر گرسنگى و تشنگى صبر مىكند تا رفيقش باز آيد، هر چند به سبب آنكه دير به روزى خود بر خورد و دير مراجعت نمايد و آن رفيق نيز چون قدر ضرورى تحصيل كرد، ديگر از راه حرص و شره بر التذاذ، دير كردن را بر خود جايز نمىداند و خود را به رفيقش مىرساند تا او نيز به طلب روزى رود و خود بهجاى او نشيند. و به اين قرار مدتى مىگذرانند و ملال بهم نمىرسانند و از دير آمدن جوجه، مأيوس از آن نمىشوند، هر چند نوبت اوّل تولّد باشد.
و بعد از آنكه جوجه را بيرون آوردند، چون پارچه گوشتى است و مو بر اعضاى آن نروييده و تاب مباشرت هوا ندارد، والدين بر سبيل تناوب او را در تحت جناح خود از حرّ و برد محافظت مىكنند تا آنكه مدبّر حكيم او را به خلعت شَعر مخلّع گرداند، آنگاه هر دو به طلب غذا مىروند، هم از براى خود وهم از براى جوجهاى خود، پس يك يك از غذايى كه در چينهدان ايشان استقرار يافته و با رطوبات آميخته شده و قدرى از صلابتى كه داشته كم شده و نرم گرديده، برمىگردانند و اوّلًا منقار جوجه را به دهان گرفته، بادى به معده ورودهاى او مىدمند تا چون عصبا نيست تمدّد كند ووا شود و غذا در آن، حركت تواند كرد، پس غذا را از كنار دهان به دهان او