مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٨ - شرح حديث حماد
اعتبار نهايت استوا و برابرى اجزاء پشت او، و كشيد گردن خود را و پوشيد و بر هم گذاشت هر دو چشم خود را.
و پوشيده نماند كه از صحيحه مرويّة از زرارة از حضرت باقر عليه السلام ظاهر مىشود كه بايد نظر كند مصلّى در حال ركوع مابين قدمين خود[١].
و ظاهر اين حديث اين بود كه چشم را بپوشاند، و ممكن است جمع به اين روش كه مصلّى مخيّر باشد در حال ركوع ميانه چشم پوشيدن يا گشودن و نظر كردن به مابين قدمين.
و غرض اين است كه نظر به سمت برابر و اطراف نكند، و به اين رفته است شيخ طوسى عليه الرحمة در كتاب نهاية الاحكام[٢]. و احتمال مىرود چنان كه شيخ شهيد عليه الرحمة در كتاب ذكرى الشيعة[٣] فرموده كه مراد به تغميض كه در اين حديث وارد شده خوابانيدن چشم و انداختن نظر به مابين القدمين باشد چه اين حالت شباهتى به پوشيدن چشم دارد پس آن را تغميض مىتوان گفت.
ثمّ سَبَّحَ ثَلاثَا بِتَرْتيلٍ فَقالَ: سُبْحانَ رَبِّى العَظيمِ وَ بِحَمْدِه.
و بعد از آن كه درست قرار گرفت بر حال ركوع تسبيح و تنزيه حق تعالى كرد سه مرتبه شمرده به اين روش كه گفت سُبْحانَ رَبِّى العَظيمِ وَ بِحَمْدِه را سه بار، يعنى تنزيه مىكنم و به پاكى ياد مىكنم پروردگار خودم را كه بزرگ است و منزّه مىدانم او را از آنچه سزاوار مرتبه الوهيّت او نيست؛ بر حالى كه من متلبّس و مشغولم به حمد و ثناى او.
ثمّ استوى قائِماً فَلَمّا اسْتَمْكَنَ من القِيامِ قال: سَمِعَ اللَّه لمن حَمِدَه.
و بعد از فراغ از ذكر ركوع راست شد ايستاده، پس چون متمكن شد از ايستادن گفت: سَمِعَ اللَّه لمن حَمِدَه، يعنى مستجاب كناد اللَّه تعالى دعا را براى كسى كه سپاس كرد او را.
[١]. الكافي، ج ٣، ص ٣٢٠.