مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٣٦٦ - شرح حديث حماد
مىرفت سر خود را بر نمىداشت مگر اين كه پاشيده مىشد عرق او[١].
و امّا خشوع ظاهر پس مراد از آن به آرام داشتن اعضاء و جوارح است و منع نمودن آنهاست از حركاتى كه دخيل در نماز نباشد، و اين نيز مراتب متفاوته دارد.
پس اگر كسى حركت نمايد حركتى كه دخيل در نماز نباشد آن قدر كه به حدّ فعل كثير رسد و به حسب عرف و عادت فاعل آن از مصلّى بودن بيرون رود از قبيل پيچيدن عمّامه و نوشتن خط و برجستن ظاهرى و مانند اينها نماز باطل مىشود؛ و اگر به آن حدّ نرسد باعث بطلان نمىشود امّا اولى ترك آن است.
و در روايت آمده كه حضرت رسالت پناه صلوات اللَّه و سلامه عليه ديد مردى را كه در اثناى نماز با ريش خود بازى مىكرد پس فرمود: آگاه باشيد اگر خشوع مىداشت دل اين مرد هر آينه به خضوع مىبود جوارح و اعضاى او[٢].
يعنى چنين حركتهاى عبث و بازى با ريش خود نمىكرد.
و درحديث ديگر مذكور است كه حضرت على بن الحسين صلوات اللَّه عليهما وقتى كه مىايستاد به نماز همانا ساق درختى بود كه حركت نمىكرد از او چيزى مگر آنچه را حركت دهد نسيم از او مثل دامن جامه يا گوشه رداء[٣].
و در روايت زراره از حضرت باقر عليه السلام مذكور است كه فرمود بازى مكن در نماز به دست خود و نه به سر خود و نه به ريش خود، و گفتگو مكن در دل با خود به فكرهاى خارج از نماز و از ياد حق تعالى[٤].
و پوشيده نماند كه ظاهر آن است كه حكايت رفع يدين در وقت گفتن اين تكبير از روايت ساقط شده چنان كه در تكبيرات بعد خواهد آمد. پس حمّاد در نقل غفلتى كرده يا از راويان او يا از نسّاخ سهوى واقع شده، چه در استحباب رفع يدين در اين تكبير حرفى نيست و قول به وجوب آن نيز شده است.
و امّا ترك اذان و اقامه و شش تكبير سنّتى و دعاهاى ميانه آنها پس ممكن است كه
[١]. الكافي، ج ٣، ص ٣٠٠.