مجموعه رسائل در شرح احاديثي از کافي - سلیمانی آشتیانی، مهدی؛ درایتی، محمد حسین - الصفحة ٤٣ - شروع در شرح حديث
الجميع ما انتقص من مُلكي مثل عُضو ذرّة.
مىفرمايند: پس اگر اهل و اشخاص آسمانها و اهل زمين آرزو كنند و بخواهند جميع ايشان حوائج خودشان را، پس ببخشم به هر يكشان مثل آنچه طلب كردهاند مجموع ايشان، كم نخواهد شد از مملكت من مثل مقدار عضو ذرّهاى از ذرّات.
و چگونه كم مىشود به بذل و بخشش ملكى و حال آنكه من قيّم و نگهبان و آفريننده او باشم؟! و از اينجا است كه در ادعيه مأثوره مذكور است: يا من لا يزيدُه كثرةُ العطاء إلّاكرماً وجوداً[١].
و سرّ اين را از ما تقدّم استنباط مىتوان نمود؛ چه مذكور شده كه او در غايت بساطت و صرافت سذاجت، داراى هر كمال متصوّر و ملحوظ و واجد هر اثر و وجود است- عَلى نَهج أعلى و أشرف- و فعل شىء، عكس آن شىء است و از كثرت عكسها، نقصانى در عاكس لازم نمىآيد، چنانكه اگر بتوان مراياى غير متناهيه را در مقابل شخصى نگهداشت، در همه اينها از او عكسى ظاهر مىشود بدون اينكه چيزى از او بكاهد و اظهار عكس در همه مرايا، مثل اظهار عكس در يكى از اينها است[٢] و جميع اين عكسها را اگر بر شخص بيفزاييم، چيزى بر جسمش نمىافزايد، نه طولًا و نه عرضاً و نه عمقاً، و لا سواداً و لا بياضاً.
و بالجملة زيادتى در عاكس نخواهد شد نه در جوهر و نه در عرض و آفرينش و اعطاى وجود از حضرت، بى چون بر اشيا بدين منوال است؛ خداى تعالى را هر چند مثل نيست، امّا مثال هست[٣] و استفهام در همه اين عبارات انكارى است به نكتهاى كه
[١]. الكافي، ج ٣، ص ٣٢٨، ح ٢٥؛ مصباح المتهجّد، ص ١١٢ و ص ٥٧٧؛ فلاح السائل، ص ٢٥٦؛ مفتاح الفلاح، ص ٢٦٧.